توهین به ائمه توسط شاهین نجفی مرتد

http://media.afsaran.ir/iL6SbV.jpg

خواننده فتنه ۸۸ این بار با حمایت شبکه BBC و انگلیس توهین به حرم امام رضا (ع) نمود

شاهین نجفی خواننده رپ که از سال ۸۴ تاکنون با شبکه های معاند و بیگانه همکاری دارد در جدیدترین آلبوم خود ، آشکارا اقدام به توهین علیه حرم امام رضا (ع) کرد.

پوستر جدیدترین آلبوم شاهین نجفی با نام “نقی” در حالی منتشر شده است که در طراحی این پوستر سراسر توهین به حرم مقدس امام رضا (ع) است که این امر موجب واکنش های منفی در این خصوص شده است.

شبکه BBC نیز در حمایت از این اقدام زشت برای سایتی که اولین بار این آهنگ را پخش نموده است جایزه ویژه در نظر گرفته است.

این خواننده مبتذل که پس از ممنوع الصدا شدن در ایران به دلیل پخش موسیقی های زیرزمینی و مبتذل به آلمان مهاجرت نمود. وی در آلمان سرپرستی گروهی به نام «اینان» را نیز بر عهده داشت. وی سپس به گروه تپش ۲۰۱۲ پیوست.

گروه تپش ۲۰۱۲ با استفاده از ترانه های مبتذل و ایجاد جاذبه های جنسی، قبل از فتنه ۸۸ با گرایش مارکسیستی، بیانیه ای منتشر کردند که در آن از راه اندازی کمپین یکصد هزار امضا (!) در دفاع از حقوق بشر در ایران خبر داد ، تا با این وسبیله در بدنه دانشگاهی نفوذ نماید.

این خواننده در سال ۸۸ ، در آلبوم هایی جداگانه به توهین ولایت وفقیه و همچنین حمایت از فتنه گران پرداخته است.


نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 20 اردیبهشت 1391    | توسط: Arg    |    | نظرات()

فدک و ماهیت حقوقی آن

ماهیت حقوقی فدک و بررسی علت نپذیرفتن در خواست حضرت زهرا س برای بازگرداندن فدک به ایشان از سوی خلیفه وقت و ... از جمله مباحثی است که آیت الله العظمی سبحانی به آن پاسخ داده است . 

به گزارش «مرکز خبر حوزه» این مرجع تقلید در پاسخ به این سؤال که؛ فدک کجاست و ماهیّت حقوقی آن چیست؟ مرقوم داشته‌اند: سرزمین آباد و حاصل خیزى که در نزدیکى خیبر قرار دارد و فاصله آن تا مدینه حدود 140 کیلومتر است، «فدک» نامیده مى شود.[1]

از نظر قوانین اسلامى، سرزمین هایى که از طریق جنگ و نبرد فتح مى شوند، متعلق به عموم مسلمانان است، و به وسیله حاکمان اسلامى تحت عنوان «مفتوحة عنوة» اداره مى شود؛ ولى سرزمینى که بدون نیروى نظامى، از طریق صلح و سازش در اختیار پیامبر قرار گیرد، «انفال» و یا «فى‏ء» و به اصطلاح امروزى «املاک خالصه» نامیده مى شود و از آنِ شخص پیامبر مى باشد و از درآمد آن نیازمندى هاى مسلمانان را برطرف مى کند.

در سال هفتم هجرى که ارتش اسلام دژهاى مستحکم خیبر را محاصره کرد، همه آنها با قدرت نظامى فتح گردید، جز «فدک» که مردم آنجا از در صلح و مسالمت وارد شدند و اراضى آنان به صورت املاک خالصه درآمد، و در اختیار رسول خدا (ص) قرار گرفت.

آنچه گفته شد، مورد اتفاق فقهای  اسلامى و مطابق با حکم قرآن مجید مى باشد، آنجا که مى فرماید: «وَ ما أَفاءَ اللَّهُ عَلى‏ رَسُولِهِ مِنْهُمْ فَما أَوْجَفْتُمْ عَلَیْهِ مِنْ خَیْلٍ وَ لا رِکابٍ وَ لکِنَّ اللَّهَ یُسَلِّطُ رُسُلَهُ عَلى‏ مَنْ یَشاءُ وَ اللَّهُ عَلى‏ کُلِّ شَیْ‏ءٍ قَدِیرٌ».[2] . . .

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 21 فروردین 1391    | توسط: Arg    |    | نظرات()

تبریک سال نو

http://forum.patoghu.com/images/poti/2009/02/2065.jpg


یا مقلب القلوب و الابصار یا مدبرالیل و النهار
یا محول الحول و الاحوال حول حالنا الی احسن الحال
حلول سال نو و بهار پرطراوت را که نشانه قدرت لایزال الهی و تجدید حیات طبیعت می باشد
رابه تمامی عزیزان تبریک و تهنیت عرض نموده و سالی سرشار از برکت و معنویت
را ازدرگاه خداوند متعال و سبحان برای شماعزیزان مسئلت مینماییم

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 1 فروردین 1391    | توسط: Arg    |    | نظرات()

ناله فراق . . .

http://www.myup.ir/images/42605238009963761673.jpg


عید است ولی بدون او غم داریم                                                    عاشق شده ایم و عشق را کم داریم
ای کاش که این عید ظهورش برسد                                                این گون هزار عید با هم داریم

                                                            اللهم عجل لولیک الفرج

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 1 فروردین 1391    | توسط: Arg    |    | نظرات()

سینما ،نوروزواکران

 نمایش نوروزی فیلم‌ها در سال 1390 موجب رونق سالن‌های نمایش در ابتدای سال شد؛ رونقی که تا روزهای پایانی سال نیز غیر از یکی دو مورد نمونه مشابه آن مشاهده نشد.

در سال‌های اخیر واقع شدن ایام ماه مبارک رمضان در فصل تابستان، نگاه پخش‌کننده‌ها را به نوروز و در مرحله دوم اکران پاییزی معطوف کرده و در این دو فصل است که تعداد قابل توجهی از آثار درخواست اکران می‌‌دهند و توقع می‌رود به فروش خوبی دست پیدا کنند.

همین شرایط نوروز 1391 را نیز تحت تاثیر خود قرار داده است و این روزها سخنانی از سوی پخش‌کننده و صاحبان فیلم‌های مختلف عنوان می‌شود که علاقه‌مند هستند کارشان را در بهار 1391 روانه پرده سینماها کنند. این بازار رقابت را گرم‌تر و البته با توجه به شرایط خاص تصمیم‌گیری برای نمایش فیلم‌‌ها شائبه برخی ناعدالتی‌ها را به وجود می‌آورد.

حمایت مسئولان سینمایی و وضعیت پروانه نمایش‌ها

مسئولان سینمایی در جریان برگزاری سی‌امین جشنواره فیلم فجر و پیش از آن صحبت‌هایی در مورد حمایت از فیلم‌های منتخب جشنواره در جریان نمایش عمومی، البته بعد از حمایت‌های مرحله تولید به میان آوردند.

به طور مشخص مدیران بخش سینمایی کشور در سخنان خود تاکید کردند باید منتخبان جشنواره در مرحله اکران نیز مورد حمایت قرار بگیرند. این در وضعیتی است که اغلب فیلم‌های ستایش شده جشنواره امسال از سوی داوران همان کارهای دولتی هستند که در مرحله تولید هم با حمایت‌های گسترده‌ای روبرو بودند.

«ملکه» ساخته محمدعلی باشه‌آهنگر و «روزهای زندگی» به کارگردانی پرویز شیخ‌طادی که به صورت مشخص مورد توجه داوران بودند و موضوعی مرتبط با دفاع مقدس دارند از یک سو و «قلاده‌های طلا‌» به کارگردانی ابوالقاسم طالبی فیلمی که به دلیلی داوری کارگردانش و دبیر تهیه‌کننده‌اش در جشنواره به صورت رسمی جایزه نگرفت، اما وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی گفت سیمرغی به طالبی اهدا خواهد کرد، از جمله کارهای مورد حمایت مسئولان سینمایی هستند که به نظر می‌رسد در جریان اکران نیز مورد حمایت جدی قرار بگیرند. . .

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 1 فروردین 1391    | توسط: Arg    |    | نظرات()

اساطیر و نمادهای نوروز

آن وقت ها بچه های مدرسه با این که یکدیگر را مرتب می دیدند اما نزدیک عید نوروز به هم کارت تبریک می دادند و بر آن می نوشتند: «این جشن باستانی را» یا «این عید سعید باستانی را به شما و خانواده محترمتان تبریک می گویم.» و به دنبال آن، پس از آرزوی سالی خوب، شعارهایی از قبیل «ای گل سرخ و سفید ارغوانی / فراموشم نکن تا می توانی» نوشته می شد.

غرض این که همه می دانستیم عید نوروز جشنی باستانی است اما از چه زمانی این عید در ایران برگزار می شده و سبب وجودی آن چیست؟

از شواهدی که در دست است، جشن نوروز در زمان هخامنشیان، در تخت جمشید برگزار می شده است و حتی شکل کاخ و نگاره هایی که بر دیواره های تخت جمشید نقش بسته نشان از برگزاری جشن نوروز داشته است. ملت های همه سرزمین های زیر فرمانروایی هخامنشی در چنین روزی در آن جا گرد می آمدند تا پیشکش های خود را تقدیم کنند. اما آن چنان که از برخی منابع برمی آید، نوروز قبل از هخامنشیان نیز وجود داشته است. البته در اوستا مطرح نمی شود چون اوستا دینی است و جشن های خاص خودش را دارد. ولی از دوره ادبیات میانه، نوشته های پهلوی و مانوی از نوروز بسیار سخن گفته می شود که مربوط به اول سال است و غیر ممکن است که در اول سال، عید باشد اما مراسمی وجود نداشته باشد. نقش برجسته های تخت جمشید نیز این نظر را القا می کند که جشن سالانه در ایران وجود داشته است که با تغییر فصل ها مربوط بوده است. پس ریشه های این جشن در گذشته های بسیار دور ایران است و تنها جشنی است که تا این اندازه در میان مردم مورد توجه بوده است. چون نوروز جشن ملی بود و از میان جشن های باستانی ایران، تنها جشنی بود که در چهار دیواری خانه ها نفوذ کرد.

اسطوره های گوناگونی گرد این جشن ملی را فراگرفته اند، از جمله اسطوره زیبای آفرینش در ایران باستان. بنابراین اسطوره، اورمزد شش پیش نمونه گیتی یعنی نمونه اولیه و آرمانی موجودات را در شش گاه با فاصله های نابرابر و در درازای یک سال می آفریند که به ترتیب عبارتند از: آسما ن، آب، زمین، گیاه، چهار پای سودمند ومردم. به یادبود این آفرینش های شش گانه، سال را به شش قسمت نابرابر تقسیم می کردند و سالگرد این آفرینش ها را به صورت جشن های پنج روزه که در آیین ایران باستان «گاهانبار» نام دارد، برگزار می کردند. . .

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 1 فروردین 1391    | توسط: Arg    |    | نظرات()

در کشف حقیقت نوروز

اما سبب نهادن نوروز آن بوده است که چون بدانستند که آفتاب را دو دور بود یکی آن‌که هر سیصد و شصت و پنج روز و ربعی از شبان‌روز به اول دقیقه حمل باز آید به همان‌وقت و روز که رفته بود بدین دقیقه نتواند آمدن چه هر سال از مدت همی کم شود، و چون جمشید آن‌روز را دریافت نوروز نام نهاد و جشن و آیین آورد و پس از آن پادشاهان و دیگر مردمان بدو اقتدا کردند و قصه آن چنان‌ست که چون کیومرث اول از ملوک عجم به پادشاهی بنشست خواست که ایام سال و ماه را نام نهد و تاریخ سازد تا مردمان آن‌را بدانند. بنگریست که آن‌روز بامداد آفتاب به اول دقیقه حمل آمده مؤبدان عجم را گرد کرد و بفرمود که تاریخ از این‌جا آغاز کنند. مؤبدان جمع آمدند و تاریخ نهادند و چنین گفتند مؤبدان عجم که دانا آن روزگار بوده‌اند که ایزد تبارک و تعالی دوازده فرشته آفریده است. از آن چهار فرشته بر آسمان‌ها گماشته است تا آسمان را به هرچه اندروست از اهرمنان نگاه دارد و چهار فرشته را بر چهار گوشه جهان گماشته است تا اهرمنان را گذر ندهد که از کوه قاف برگذرند و چنین که چهار فرشته در آسمان‌ها و زمین‌‌ها می‌گردند و اهرمنان را دور می‌دارند از خلایق. و چنین می‌گویند که این جهان اندر میان چون خانه‌ای‌ست نو اندر سرای کهن برآورده و ایزد تعالی آفتاب را از نور بیافرید و آسمان‌ها و زمین‌‌ها را بدو پرورش داد و جهانیان چشم بر وی دارند که نوری‌ست از نورهای ایزد تعالی و اندر وی با جلال و تعظیم نگرند که آفرینش وی ایزد تعالی را عنایت بیش از دیگران بوده است.

و گویند مثال این چنان‌ست که ملکی بزرگ اشارت کند. به خلیفتی از خلفای خویش که او را بزرگ دارند و حق هنر وی بدانند که هر که وی را بزرگ داشته است ملک را بزرگ داشته باشد و گویند چون ایزد تبارک و تعالی بدان هنگام که فرمان فرستاد که ثبات برگیرد تا تابش و منفعت او به همه چیزها برسد آفتاب از سر حمل برفت و آسمان‌ او را بگردانید و تاریکی از روشنایی جدا گشت و شب و روز پدیدار شد و آن آغازی شد مر تاریخ این جهان را و پس از آن به هزار و چهارصد و شصت و یک‌سال به همان دقیقه و همان روز باز رسید، و آن مدت هفتاد (و سه بار قران) کیوان و اورمزد باشد که آن‌را قران اصغر خوانند و این قران هر بیست سال باشد و هرگاه که آفتاب دور خویشتن سپری کند و بدین‌جای برسد و زحل و مشتری را به‌همین برج که هبوط زحل اندروست قران بود با مقابله این برج که زحل اندورست یک دور این‌جا و یک دور آن‌جا برین ترتیب یاد کرده آمد، و جای‌گاه کواکب نموده شد، چنانک آفتاب از سر حمل روان شد، و زحل و مشتری با دیگر کواکب آن‌جا بودند به فرمان ایزد تعالی حال‌های عالم دیگرگون گشت، چیزها نو پدید آمد، مانند آنک در خورد عالم گردش بود، چون آن‌وقت را دریافتند ملکان عجم، از بهر بزرگ‌داشت آفتاب را و از بهر آن‌که هر کس این روز را در نتوانستندی یافت نشان کردند و این روز را جشن ساختند و عالمیان را خبر دادند تا هم‌گنان آن‌را بدانند و آن تاریخ را نگاه دارند. و چنین گویند که کیومرث این روز را آغاز تاریخ کرد و هر سال آفتاب را (و چون یک دور آفتاب بگشت در مدت سیصد و شصت و پنج روز) به دوانزده قسمت کرد هر بخشی سی روز، و هر یکی را از آن نامی نهاد و به فریشته‌ای باز بست از آن دوانزده فرشته که ایزد تبارک و تعالی ایشان را بر عالم گماشته است، پس آن‌گاه دور بزرگ را که سیصد و شصت و پنج روز و ربعی از شبان‌روزی است سال بزرگ نام کرد و به چهار قسم کرد، چون چهار قسم از این سال بگذرد نوروز بزرگ و نو گشتن احوال عالم باشد. و بر پادشاهان واجب‌ست آیین و رسم ملوک به‌جای آوردن از بهر مبارکی و از بهر تاریخ را و خرمی کردن به اول سال. هر که روز نوروز جشن کند و به خرمی پیوندد تا نوروز دیگر عمر در شادی و خرمی گذارد و این تجربت حکما از برای پادشاهان کرده‌اند. . .

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 1 فروردین 1391    | توسط: Arg    |    | نظرات()

ستون ها

ستون ها

پیغمبر (ص) وارد مدینه شد تا این نظام را سرپا و کامل کند و آن را برای ابد در تاریخ، به عنوان نمونه بگذارد تا هرکسی در هر جای تاریخ از بعد از زمان خودش تا قیامت- توانست مثل آن را به وجود آورد و در دل­ها شوق ایجاد کند تا انسان­ها به سوی چنان جامعه­ای بروند. ایجاد چنین نظامی، به پایه­های اعتقادی و انسانی نیاز دارد.

اول باید عقاید و اندیشه­های صحیحی وجود داشته باشد تا این نظام بر پایه آن افکار بنا شود. پیغمبر (ص) این اندیشه­ها و افکار را در قالب کلمه توحید و عزت انسان و بقیه معارف اسلامی در دوران سیزده سال مکه تبیین کرده بود؛ بعد هم در مدینه و در تمام آنات و لحظات تا دم مرگ، دائما این افکار و این معارف بلند را که پایه­های این نظامند- به این و آن تفهیم کرد و تعلیم داد.

دوم، پایه­ها و ستون­های انسانی لازم است تا این بنا بر دوش آن­ها قرار گیرد، چون نظام اسلامی قائم به فرد نیست. پیغمبر (ص) بسیاری از این ستون­ها را در مکه به وجود آورده و آماده کرده بود. یک عده، صحابه بزرگوار پیامبر (ص) بودند با اختلاف مرتبه­ای که داشتند- این­ها معلول و محصول تلاش و مجاهدت دوران سخت سیزده ساله مکه بودند. یک عده هم کسانی بودند که قبل از هجرت پیغمبر (ص)، در یثرب با پیام پیامبر (ص) به وجود آمده بودند؛ از قبیل سعد بن معاذها و ابی­ایوب­ها و دیگران. بعد هم پیغمبر (ص) آمد، از لحظه ورود، انسان­سازی را شروع کرد و روزبه­روز، مدیران لایق، انسان­های بزرگ، شجاع، باگذشت، باایمان، قوی و با معرفت به عنوان ستون­های مستحکم این بنای شامخ و رفیع، وارد مدینه شدند.

هجرت پیغمبر (ص) به مدینه که قبل از ورود پیغمبر (ص) به این شهر، یثرب نامیده می­شد و بعد از آمدن حضرت «مدینۀ النبی» نام گرفت- مثل نسیم خوش بهاری بود که در فضای این شهر پیچید و همه احساس کردند کأنه گشایشی به وجود آمده است؛ لذا دل­ها متوجه و بیدار شد. وقتی مردم شنیدند پیغمبر وارد قبا شده استو قبا نزدیک مدینه است و حضرت پانزده روز آنجا ماند. شوق دیدن ایشان روز­به­روز در دل مردم مدینه بیشتر می­شد. بعضی از مردم به قبا می­رفتند و پیغمبر (ص) را زیارت می­کردند و برمی­گشتند؛ عده­ای هم در مدینه منتظر بودند تا ایشان بیاید. بعد که پیغمبر (ص) وارد مدینه شد، این شوق و این نسیم لطیف و ملایم، به توفانی در دل­های مردم تبدیل شد و دل­ها را عوض کرد. ناگهان احساس کردند که عقاید و عواطف و وابستگی­های قبایلی و تعصبات آن­ها، در چهره و رفتار و سخن این مرد محو شده است و با دروازه جدیدی به سوی حقایق عالم آفرینش و معارف اخلاقی آشنا شده­اند. همین توفان بود که اول در دل­ها انقلاب ایجاد کرد؛ بعد به اطراف مدینه گسترش پیدا کرد؛ سپس دژ طبیعی مکه را تسخیر کرد و سرانجام به راه­های دور قدم گذاشت و تا اعماق دو امپراتوری و کشور بزرگ آن روز پیش رفت؛ و هرجا رفت، دل­ها را تکان داد و در درون انسان­ها انقلاب به وجود آورد. مسلمانان در صدر اسلام، ایران و روم را با نیروی ایمان فتح کردند. ملت­های مورد هجوم هم به مجردی که این­ها را می­دیدند، در دل­هایشان نیز ایمان به وجود می­آمد. شمشیر برای این بود که مانع ها و سرکرده های زر و زورمدار را از سر راه بردارد؛ و الا توده مردم، همه جا همان توفان را دریافت کرده بودند و دو امپراتوری عظیم در آن روزگار یعنی روم و ایران- تا اعماق خودشان جزو نظام و کشور اسلامی شده بودند. همه این ها چهل سال طول کشید؛ ده سالش در زمان پیغمبر (ص) بود؛ سی سال هم بعد از پیغمبر (ص).

بخشی از فصل «پیامبر اعظم (ص)» کتاب انسان 250 ساله

 

مقام معظم رهبری در این بیانات به دو ویژگی مهم حکومت پیامبر (ص) اشاره کرده اند. اولین آنها محوریت عقاید خالص دینی و نیات پاک اسلامی است و دیگری مبنای صد در صد مردمی حکومت. این دو ویژگی همان چیزی است که چشمان هر آزاده ای را از ورای تاریخ خیره می کند. چیزی که آن حکومت را به رویاهای مردم دنیا بدل می سازد و تحقق دوباره اش را آرزوی بشریت. امام راحل (ره) هم همواره به این دو نکته تأکید داشته و هیچ گاه حاضر نشدند ذره ای از آن ها فاصله بگیرند. در زمانی که گروه منسجم مبارزاتی فعال مذهبی در برابر رژیم، مجاهدین خلق بودند؛ وقتی که نه انحرافی قابل مشاهده بود و نه رد پایی از کمونیسم دیده می شد؛ در زمانی که اکثر روحانیون تراز اول فعال در زمینه مبارزه آنها را قبول داشتند؛ از همان ابتدا حضرت امام راحل (ره) اجازه پرداخت وجوهات به آنها را ندادند. با وجود آن که نزدیکان ایشان چنین تقاضایی را مطرح کردند. آن بزرگ پرچمدار بصیرت و تیزبینی از همان ابتدا، مویرگ­های انحراف را در پیکره این گروه دیدند و چنین تصمیمی گرفتند. حاج آقا روح ا... از همان اول مبارزه، پایه قیام را بر اعتماد به مردم و کشاندن آن ها به صحنه درگیری با حکومت ظالم شاهنشاهی قرار دادند. همین اعتماد بود که همراهی مردم را در پی داشت و به قدرتی عظیم فراهم کرد که نه شاه توان مقاومت در برابر آن ها را داشت و نه بزرگتر از شاه. بعد از پیروزی انقلاب هم پایه حرکت جمهوری اسلامی برای از میان برداشتن تمام موانع، مردم بود. در تمام دوران حیات مبارک حضرت امام (ره) پس از انقلاب نیز ایشان ذره ای از اهداف و آرمان­های اسلامی کوتاه نیامدند و هیچ مصلحتی را بالاتر از وظیفه الهی خویش نمی­شمردند. در برخورد با مردم صداقت داشتند و برخلاف نظرات رسمی خود، تصمیمی نمی­گرفتند. بعد از ارتحال ملکوتی ایشان، همین خط توسط جانشین برحقش پی گرفته شد. امام خامنه ای هم لحظه ای حاضر نشد از اصول اساسی انقلاب کوتاه بیاید و در بزنگاه ها قانون را فدای مصلحت بزرگان انقلاب بکند؛ حتی اگر بر جایگاه رئیس قوه تکیه زده باشد.

حال که به 12 اسفند نزدیک می شویم وظیفه دینی ماست که به سهم خود این خط را تقویت کنیم و در محیط های خانوادگی و دوستانه و کار، تنها هدفمان نمایاندن این دو وجه مهم باشد. اول باید بر حضور حداکثری مردم تأکید کنیم. باید امید را در همه جا منتشر کنیم و هر مسلمانی را به وظیفه الهی اش یعنی شرکت در انتخابات تشویق نماییم. شرکت تک تک افراد، پشتوانه مردمی نظام را افزایش داده و بر اقتدار اسلام خواهد افزود. نکته دیگری که باید بر آن تکیه کنیم معیار قرار دادن اسلام در رای دادن است. نباید بگذاریم دور و بری هامان در نام ها گیر کنند و با عنواین، فریفته شوند. آنچه مهم است خط مشی اصلی افراد و گروه هاست، نه ادعایشان در پیروی از ولایت. رای دهندگان باید تیزهوش باشند و با هر حرف به ظاهر خوبی، فریفته نشوند. اگر کسی دوست ندارد که مانند رهبری، محکم و قاطع بر اسلام تکیه کند و سعی می نماید برای جلب نظر دیگران حرف های دوپهلو بزند، بهتر است که رنگ ساختمان بهارستان را هم نبیند. باید چنان روشنگری کنیم که کسی به ذهنش هم خطور نکند تا به مردودین زمان فتنه رای بدهد. چه معنی دارد آن کسی که در سال 88، ساکت و منتظر نتیجه بوده به مجلس راه یابد؟ اگر ما به کسی که بیشتر از جمهوری اسلامی، آب به آسیاب فتنه گران ریخته رای بدهیم و او به مجلس برود، فردای قیامت چه جوابی به خدا و رسول اعظم (ص) و امام زمان (عج) و خمینی کبیر (ره) و شهدا خواهیم داد؟ ما فقط حق داریم آن کسانی که ذره ای از اصول کوتاه نمی آیند را شناسایی کنیم و به ایشان رای دهیم؛ و دیگر هیچ حقی نداریم!!

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 16 بهمن 1390    | توسط: مخف    |    | نظرات()

لحظه‌ شناسی و لحظه ‌نشناسی در بیان امام خامنه ای

http://www.pic.iran-forum.ir/images/t1sh0z415o7kp9zcsjs.jpg

لحظه ‌نشناسی‌ها:

1. كار را در لحظه‌ی خود انجام ندادند

«لحظه را باید شناخت، نیاز را باید دانست. كسانى در كوفه دلهاشان پر از ایمان به امام حسین بود، به اهل‌بیت محبت هم داشتند، اما چند ماه دیرتر وارد میدان شدند»1 «لحظه را نشناختند؛ عاشورا را نشناختند؛ در زمان، آن كار را انجام ندادند.»2 «عدّه‌ی توّابین، چند برابر عدّه‌ی شهدای كربلاست. شهدای كربلا همه در یك روز كشته شدند؛ توّابین نیز همه در یك روز كشته شدند. اما اثری كه توّابین در تاریخ گذاشتند، یك هزارم اثری كه شهدای كربلا گذاشتند، نیست! به‌خاطر این‌كه در وقت خود نیامدند. كار را در لحظه‌ی خود انجام ندادند. دیر تصمیم گرفتند و دیر تشخیص دادند.»3


2. شیخ به بالای دار رفت

«در صدر مشروطه علماى بزرگى بودند -كه من اسم نمى‌آورم، معروفند- كه اینها ندیدند توطئه‌اى را كه آن روز غربزدگان طراحى میكردند؛ توجه نكردند كه حرفهائى كه اینها دارند در مجلس شوراى ملىِ آن زمان میزنند، یا در مطبوعاتشان مینویسند، مبارزه‌ى با اسلام است؛ مماشات كردند. نتیجه این شد كه كسى كه میدانست و میفهمید - مثل مرحوم شیخ فضل‌اللَّه نورى - جلوى چشم آنها به دار زده شد و اینها حساسیتى پیدا نكردند؛ این اشتباهى است كه آنجا انجام گرفت؛ این اشتباه را ما نباید انجام بدهیم.»4


3. پنجاه سال جلوتر بودیم!

«اگر آن روزى كه بعضى از علما در مقابل خودكامگى‌هاى رضاخان ایستادند، همه با آنها همراهى میكردند، اگر آحاد ملت آگاهانه میفهمیدند كه چه اتفاقى دارد در این كشور مى‌افتد و مى‌ایستادند، شاید ملت ما پنجاه سال جلوتر بود و خسارتهاى پنجاه سال دوران انحطاط رژیم طاغوتى و وابسته‌ى پهلوى را تحمل نمیكرد. غفلت موجب میشود كه انسان این خسارتها را تحمل كند. غفلت نبایستى به خرج داد.»5


4.  اگر حساسیت موقع درك می‌شد...

«اگر آن روزى كه آمریكائى‌ها در این كشور كودتا راه انداختند - آمریكا و انگلیس تواماً، در سال 32 - حساسیتِ موقع درك میشد، اقدام مناسب انجام میگرفت، یقیناً سالها خسارتهائى كه عاید شد براى كشور، پیش نمى‌آمد. هوشیارانه حوادث را باید رصد كرد.»6


5. اگر عمل می‌كردند
...
«چند سال قبل از این - نمیدانم حالا ده سال است یا بیشتر است - من توصیه‌هاى مؤكدى را راجع به مقابله‌ى با فساد اقتصادى به مسئولین كشور كردم؛ استقبال هم كردند؛ اما خب، اگر عمل میكردند، دیگر این فساد بانكى اخیر - كه حالا همه‌ى روزنامه‌ها و همه‌ى دستگاه‌ها و همه‌ى ذهنها را پر كرده - پیش نمى‌آمد. وقتى عمل نمیكنیم، دچار این حوادث میشویم. اگر با فساد مبارزه بشود، دیگر این چند هزار میلیارد - یا هرچه - سوءاستفاده‌اى كه افرادى بیایند بكنند، پیش نمى‌آید. وقتى عمل نمیكنیم، خب، پیش مى‌آید؛ ذهن مردم را مشغول میكند، دل مردم را مشغول میكند، دل آدمها را میشكند.»7


لحظه‌ شناسی‌ها:

1. عمار در وقت حساس اشتباه نكرد!

«چرا شما عمار را «سلام‌اللَّه‌علیه» مى‌گویید؟ چون عمار در وقت حساس اشتباه نكرد و فهمید؛»8 «یك جا میدید اختلاف پیدا شده، یك عده‌اى دچار تردید شدند، بگو مگو توى آنها هست، خودش را بسرعت آنجا میرساند و برایشان حرف میزد، صحبت میكرد، تبیین میكرد؛ این گره‌ها را باز میكرد.»9


2. پانصدهزار نفر را در تهران می‌كشتند

«در عصرِ روزِ هجدهم بهمن ماه سال 57، در تهران حكومت نظامی اعلام شد. امام به مردم فرمود به خیابانها بریزید. اگر امام در آن لحظه چنین تصمیمی نمی‌گرفت، امروز محمّدرضا در این مملكت بر سرِ كار بود. یعنی اگر با حكومت نظامی ظاهر می‌شدند، و مردم در خانه‌هایشان می‌ماندند، اوّل امام و ساكنان مدرسه‌ی رفاه و بعد اهالی بقیه‌ی مناطق را قتل عام و نابود می‌كردند. پانصدهزار نفر را در تهران می‌كشتند و قضیه تمام می‌شد. اما امام، در لحظه‌ی لازم تصمیم لازم را گرفت.»10


3. مردم توطئه را باطل كردند

«سال 78 كه آن حوادث پیش آمد، آن كسی كه این حوادث را خنثی كرد، مردم بودند. روز بیست و سوم تیر سال 78 مردم
آمدند در خیابانها، توطئه‌ی دشمن را سالهل برایش برنامه‌ریزی كرده بودند، در یك روز باطل كردند.»11


4. حركت عظیم مردم در 9 دی

«فتنه 88 تنها آن چیزی نبود كه توی خیابان دیده شد، زمینه‌هایی چیده بودند و اهداف خطرناكی داشتند، با برخوردهای سیاسی و امنیتی، حل نمی‌شد. یك حركت عظیم مردمی لازم داشت كه این حركت، حركت 9 دی بود كه مردم آمدند و بساط فتنه و فتنه گران را در هم پیچیدند. لذا حادثه 9 دی در تاریخ یك حادثه ماندنی است.»12 «شناختن موقعیت، فهمیدن نیاز، حضور در لحظه‌ى مناسب و مورد نیاز؛ این اساس كار است كه مؤمن باید این را هم با خود همراه داشته باشد تا بتواند وجودش مؤثر بشود.»13


5. امسال، جهاد اقتصادى اولویت بیشترى دارد

«امروز در این برهه‌ ی از زمان، مسئله‌ى اقتصادى از همه‌ى مسائل كشور فوریت و اولویت بیشترى دارد.»14 «این سال را ما بایستی متوجه كنیم به اساسی‌ترین مسائل كشور و محور همه‌ی اینها به نظر من مسائل اقتصادی است. لذا من از مسئولان كشور، چه در دولت، چه در مجلس، چه در بخشهای دیگری كه مربوط به مسائل اقتصادی میشوند و همچنین از ملت عزیزمان انتظار دارم كه در عرصه‌ی اقتصادی با حركتِ جهادگونه كار كنند، مجاهدت كنند.»15

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پی‌نوشت‌ها:
1. بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار اعضای شوراى هماهنگى تبلیغات اسلامى‌   29/10/88
2. بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار اعضای شوراى هماهنگى تبلیغات اسلامى‌   29/10/88
3. بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار فرماندهان لشكر 27 محمد رسول‌الله (ص)  20/3/75
4. بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار اعضای مجلس خبرگان رهبری 06/12/1388
5. بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار جمعی از مردم آذربایجان شرقی 28/11/1387
6. همان
7. بیانات در دیدار كارگزاران حج‌ 11/7/1390
8. بیانات رهبر معظم انقلاب در جمع علما و روحانیون استان لرستان 30/05/1370
9. بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار اعضای دفتر رهبری و سپاه حفاظت ولی امر 18/05/1388
10. بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار فرماندهان لشكر 27 محمد رسول‌الله (ص)  20/3/75
11. بیانات در بیست و دومین سالگرد امام خمینی(ره) 14/3/1390
12. بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار اعضای ستاد بزرگداشت حماسه 9 دی 21/9/90
13. بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار اعضای شوراى هماهنگى تبلیغات اسلامى‌   29/10/88
14. بیانات رهبر معظم انقلاب در حرم مطهر رضوی در آغاز سال 90  1/1/90
15. پیام نوروزى رهبر معظم انقلاب به مناسبت آغاز سال 1390 / «سال جهاد اقتصادی» 

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 11 بهمن 1390    | توسط: Arg    |    | نظرات()

کسانی که با دشمن مرز کمرنگ دارند اصلح نیستند

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/02846658685168694952.jpg
آن كسانى كه مرزشان با دشمن و دست‌نشاندگان دشمن مرز كمرنگى است، اینها براى ورود به مجلس اصلح نیستند. كسانى باید باشند كه مرز روشنى با دشمن داشته باشند. این را من قبلاً هم گفتم، حالا هم تكرار میكنم، بگردید؛ از خدا هم كمك بخواهید، از آدمهاى مطلع و امین و باصداقت كمك بخواهید، تا بدانید چه كسانى را باید بفرستید مجلس؛ آنوقت مجلس، مجلسى خواهد شد كه میتواند آرمانهاى ملت را تبلور و تجسم ببخشد به معناى واقعى كلمه.22/12/86

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 11 بهمن 1390    | توسط: Arg    |    | نظرات()

وظیفه تشکیلاتی شیعیان

وظیفه تشکیلاتی شیعیان

حضرت هادی و حضرت عسکری (ع) در همان شهر سامرا، که در واقع مثل یک پادگان بود یک شهر بزرگ آن چنانی نبود؛ پایتخت نوبنیادی بود که «سر من رأی»؛ سران و اعیان و رجال حکومت و به قدری از مردم عادی که حوایج روزمره را برطرف کنند، در آن جمع شده بودند توانسته بودند این همه ارتباطات را با سرتاسر دنیای اسلام تنظیم کنند. وقتی ما ابعاد زندگی ائمه (ع) را نگاه کنیم، می فهمیم جه کار می کردند. بنابراین فقط این نبود که اینها مسائل نماز و روزه یا طهارت و نجاسات را جواب بدهند. در موضع «امام» - با همان معنای اسلامی خودش قرار می گرفتند و با مردم حرف می زدند. به نظر من این بعد در کنار این ابعاد قابل توجه است. شما می بینید که حضرت هادی (ع) را از مدینه به سامرا می آورند و در سنین جوانی چهل و دو سالگی ایشان را به شهادت می رسانند؛ یا حضرت عسکری در بیست و هشت سالگی به شهادت می رسند؛ اینها همه نشان دهنده حرکت عظیم ائمه (ع) و شیعیان و اصحاب آن بزرگوارها در سراسر تاریخ بوده. با اینکه دستگاه خلفا، دستگاه پلیسی با شدت عمل بود، در عین حال ائمه (ع) این گونه موفق شدند. غرض، در کنار غربت، این عزت و عظمت را هم باید دید.

در هیچ زمانی ارتباط شیعه و گسترش تشکیلاتی شیعه در سرتاسر دنیای اسلام، مثل زمان حضرت جواد و حضرت هادی و حضرت عسکری (ع) نبوده است. وجود وکلا و نواب و همین داستان هایی که از حضرت هادی و حضرت عسکری (ع) نقل می کنند که مثلا کسی پول آورد و اما معین کردند چه کاری صورت بگیرد نشان دهنده این معناست. یعنی علی رغم محکوم بودن این دو امام بزرگوار در سامرا، و قبل از آنها هم حضرت جواد (ع) هم به نحوی، و حضرت رضا (ع) به نحوی، ارتباطات با مردم همین طور گسترش پیدا کرد.

بخشی از فصل «امام جواد، امام هادی و امام عسکری (ع)» کتاب انسان 250 ساله

 

مردم در زمان امام هادی و اما عسکری (ع) همواره با وکلا و نواب امامشان سر و کار داشتند. کسی اما را ندیده بود و چیزی از ایشان نشنیده بود. شرایط بسیار شبیه زمان غیبت بود و کارها به دست نواب انجام می شد. پس از شهادت این دو بزرگوار، غیبت صغری امام زمان (عج) آغاز گشت و ارتباط مردم با وکلا بود که آنها هم در صورت نیاز، تنها با نائب خاص امام ارتباط داشتند. پس از غیبت کبری هم که نیابت مستقیم اشخاص از حضرت حجت (عج) کنار رفت و علما، نیابت عام حضرت ولی عصر (عج) را بر عهده گرفتند. مردم به ایشان مراجعه می کردند و آنها هم به نیابت از حضرت، شئون اجتماعی امام را بر عهده گرفته بودند. در غربت تمام به هدایت مردم مشغول شدند و شیعیان را سرپرستی کردند. هرکدام باری از دوش دین برداشتند تا جبهه حق بتواند یک گام به جلو بردارد. این سهتی ها و مرارت ها و خون دل ها ادامه داشت تا به نائب کم نظیر حضرت حجت (عج)، امام خمینی (ره) رسید. او کسی بود که این درخت هزار و دویست ساله را به میوه نشاند و قیامی به تمامه مبتنی بر اسلام را آغاز نمود و با اتکال به خدای تعالی و اعتماد بر نیروی مردم ایران، انقلاب را به پیروزی رساند. خون میلیون ها مجاهد نستوه در بیش از یک هزاره بر پای این درخت ریخته شد تا بالاخره به ثمر بنشیند و انقلاب اسلامی به پیروزی برسد. بعد از آن هم هرچه گذشت نقش مردم بیشتر و بیشتر شد. درخت ریشه های خود را بیشتر و بیشتر در متن جامعه فرو برد و با تمام وجود تک تک اقشار مردم عجین شد.

از این به بعد هم شیوه ما همین است. فقط و فقط گوش به قرمان امام خامنه ای بودن است که مشکلات را حل و گره ها را باز می کند. برای سعادت آخرت باید گوش به فرمان امام زمان (عج) بود و برای این کار، گوش به سخنان رهبر معظم انقلاب داد. بیش از هزار سال مخلصین و ارادتمندان خاندان اهل بیت بر همین منوال پیش رفتند و ما هم باید همین گونه قدم برداریم. بعد از انقلاب، این مردم تازه طعم حضور در صحنه های سیاسی را چشیدند و از همه بیشتر، آن را در زمان انتخابات حس کردند. هر انتخاباتی که برگزار شد، بر قدرت و عظمت تشکیلات مردمی امام زمان (عج) افزود و عزت مکتب اهل بیت (ع) را به جهانیان نشان داد. اکنون نیز در آستانه انتخابات 12 اسفند، همه به مردم ایران نگاه می کنند تا ببینند که آیا این بار نیز ، خونی در رگ های تشکیلات عظیم شیعه خواهد دوید یا نه. وظیفه تک تک عاشقان امام زمان (عج) این است که مردم را به شرکت در انتخابات تشویق کنند و این وظیفه دینی را برای ایشان تشریح نمایند. بلاشک در روز قیامت، خدای متعال از ما سوال خواهد کرد که آیا نزدیکان خود را به شرکت باشکوه در انتخابات دعوت کردی یا نه؟ و اگر ما در انجام این امر خطیر کوتاهی کرده باشیم، چه جوابی خواهیم داشت؟ چه کسی در آن روز به داد ما خواهد رسید؟

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 10 بهمن 1390    | توسط: مخف    |    | نظرات()

خطبه (39)

 

خطبه (39)  
و من خطبة له علیه السلام

مُنِیتُ بِمَنْ لَا یُطِیعُ إِذَا أَمَرْتُ وَ لَا یُجِیبُ إِذَا دَعَوْتُ لَا أَبَا لَكُمْ مَا تَنْتَظِرُونَ بِنَصْرِكُمْ رَبَّكُمْ أَ مَا دِینٌ یَجْمَعُكُمْ وَ لَا حَمِیَّةَ تُحْمِشُكُمْ أَقُومُ فِیكُمْ مُسْتَصْرِخاً وَ أُنَادِیكُمْ مُتَغَوِّثاً فَلَا تَسْمَعُونَ لِی قَوْلًا وَ لَا تُطِیعُونَ لِی أَمْراً حَتَّى تَكَشَّفَ الْأُمُورُ عَنْ عَوَاقِبِ الْمَسَاءَةِ فَمَا یُدْرَكُ بِكُمْ ثَارٌ وَ لَا یُبْلَغُ بِكُمْ مَرَامٌ دَعَوْتُكُمْ إِلَى نَصْرِ إِخْوَانِكُمْ فَجَرْجَرْتُمْ جَرْجَرَةَ الْجَمَلِ الْأَسَرِّ وَ تَثَاقَلْتُمْ تَثَاقُلَ النِّضْوِ الْأَدْبَرِ ثُمَّ خَرَجَ إِلَیَّ مِنْكُمْ جُنَیْدٌ مُتَذَائِبٌ ضَعِیفٌ كَأَنَّما یُساقُونَ إِلَى الْمَوْتِ وَ هُمْ یَنْظُرُونَ

خطبه 39

 

بعضی چیزها را فقط می توان شنید. نمی توان نظری داد. آخر چه می شود گفت از خونی که به قلب مولا شد؟ فقط بای دزار گریست!!

 

پس از شنیدن تهاجم یكی از افسران معاویه، نعمان بن بشیر به عین التّمر، سرزمین آباد قسمت غربی فرات و كوتاهی كوفیان در سال 39 هجری در كوفه فرمود -


گرفتار كسانی شده‏ام كه چون امر می‏كنم فرمان نمی‏برند، و چون آنها را فرا می‏خوانم اجابت نمی‏كنند.ای مردم بی‏اصل و ریشه، در یاری پروردگارتان برای چه در انتظارید آیا دینی ندارید كه شما را گرد آورد و یا غیرتی كه شما را به خشم وا دارد

در میان شما به پاخاسته فریاد می‏كشم، و عاجزانه از شما یاری می‏خواهم، امّا به سخنان من گوش نمی‏سپارید، و فرمان مرا اطاعت نمی‏كنید، تا آن را كه پیامدهای ناگوار آشكار شد، نه با شما می‏توان انتقام خونی را گرفت، و نه با كمك شما می‏توان به هدف رسید.
شما را به یاری برادرانتان می‏خوانم، مانند شتری كه از درد بنالد، ناله و فریاد سر می‏دهید، و یا همانند حیوانی كه پشت آن زخم باشد، حركتی نمی‏كنید.

تنها گروه اندكی به سوی من آمدند كه آنها نیز ناتوان و مضطرب بودند،
«
گویا آنها را به سوی مرگ می‏كشانند، و مرگ را با چشمانشان می‏نگرند».

نوشته شده در تاریخ جمعه 7 بهمن 1390    | توسط: مخف    |    | نظرات()

مصاحبه با مقام معظم رهبری

مصاحبه با مقام معظم رهبری

سوال: چنانچه حضرتعالى مستحضرید اولین مبارزه‌ى مرحوم نواب صفوى پیش از آنكه جنبه‌ى سیاسى، نظامى داشته باشد جنبه‌ى فرهنگى داشت، به این معنى كه ایشان اولین مبارزه را با افكار كسروى شروع كرد، حالا از نظر حضرتعالى تأثیر این حركت در جامعه‌ى آن روز مخصوصاً در میان روشنفكران و علماء چگونه بود؟

http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_2.gif
پاسخ: البته كارى كه ایشان در مقابل كسروى انجام دادند یك كار فرهنگى فقط نبود، اتفاقاً كار سیاسى، نظامى، فرهنگى بود. نظامى بود براى اینكه خب كسروى را مضروب كرد و بعد هم یكى از یاران ایشان كسروى را كشت یعنى دو مرتبه از طرف نواب، كسروى مورد حركت باصطلاح نظامى قرار گرفت. یكبار به وسیله‌ى خود ایشان كه با كارد حمله كرد، یكبار هم به وسیله‌ى مرحوم امامى، سید حسین امامى، كه با اسلحه زد و كسروى را عملاً نابود كرد. كار سیاسى هم بود، همانطور كه قبلاً هم گفتم، اصلاً ماهیت حركت ضد دینى كه كسروى هم یك تئوریسینها و طراحانش بود یك ماهیت سیاسى بود، هیچكس نمى‌تواند بگوید كسروى یك عنصر غیر سیاسى بوده، مگر كسى مى‌تواند چنین چیزى را بگوید؟ خود كسروى یك عنصرى بود كه اصلاً حركتش از آغاز، در مشروطیت و بعد از مشروطیت، تا آن روزى كه كشته شد یك حركت سیاسى بود و یكى از چهره‌هاى سیاسى ایران بود. پس مبارزه‌ى با كسروى فقط مبارزه‌ى با افكار ضد مذهبى او نیست، زیرا كه همان افكار ضد مذهبى هم یك حركت سیاسى بود و یك ریشه و منشأ سیاسى داشت. بنابراین كار مرحوم نواب به اعتقاد من كار مذهبى فقط نبود، كار مذهبى، سیاسى بود و به همین شكل هم منعكس شد.
البته در اینكه تأثیرش در روشنفكرهاى آن روز چگونه بود من مى‌خواهم بگویم آن زمان كه خب من نبودم، یعنى در صحنه نبودم و سن آن زمان هم اجازه نمى‌دهد كه از نزدیك آن زمان را درك كرده باشم، آن طور كه من بعدها فهمیدم دستگاه هم تبلیغات زیادى كرده بود. روشنفكرهاى آن روز هم با دین و مسائل دینى و هر جلوه‌ى دینى به شدت بد بودند، آن زمان هنوز تفكر قرن نوزدهمى اروپا كه معمولاً ما یك پنجاه سالى، صد سالى، شصت سالى بعد از اروپا همیشه روشنفكرهاى ما حركت مى‌كردند، آن روز هنوز در كشور ما در اواسط قرن بیستم، تفكر قرن نوزدهمى اروپا رایج بود، تفكر ضد دینى، دین را مسخره دانستن، هر چیز دینى را بدون هیچ دلیلى محكوم كردن رایج بود. در دوران بعد از رفتن پهلوى حتى در كشور ما ادامه داشت، لذا هر چیزى كه رنگ و بوى دین داشت، از نظر روشنفكرهاى آن روز بدون هیچ استدلالى مطرود بود و نواب كسى بود كه حركتش صددرصد نشان داده مى‌شد كه صبغه و انگیزه‌ى دینى دارد. لذا بود كه آنها قاعدتاً آن را نمى‌پسندیدند. در نوشته‌جاتى هم كه آن وقت روز، بعضى از روزنامه‌ها و همچنین محافل روشنفكرى آن روز برخوردى كه با این قضیه كردند نشان داد كه هیچ قبول ندارند مرحوم نواب را، تا مدتها كار را به جایى رسانده بودند و وضع تبلیغات علیه نواب را جورى حاد كرده بودند حتى گروههاى سیاسى غیرمذهبى، كه افراد مؤمن هم خیلى دوست نمى‌داشتند كه منتسب بشوند به جریان نواب، براى خاطر اینكه گفته مى‌شد آنها تروریستند و تروریسم غیر از یك حركت سیاسى سازمان یافته است و یك حالت پرهیز، پرهیز طبیعى را به زیان نواب و جریان فدائیان اسلام در خیلى‌ها بوجود آورده بودند تا سالها بعد. لذاست كه من تصورم این است كه كار مرحوم نواب از نظر روشنفكرهاى آن روز كار مطلوب و خوبى به حساب نیامد و تفسیر خوبى رویش گذاشته نشد.


نوشته شده در تاریخ سه شنبه 4 بهمن 1390    | توسط: مخف    |    | نظرات()

خطبه 35 نهج البلاغه

خطبه 35 نهج البلاغه

پس از اطّلاع از ماجراى حكمیّت و نیرنگ عمرو عاص كه ابو موسى را فریب داد، و طبق شروطى كه براى حكمیّت قبول كردند عملى نشد امام این خطبه را در سال 38 هجرى ایراد كرد

پس از حمد و ستایش خدا، بدانید كه نافرمانى از دستور نصیحت كننده مهربان دانا و با تجربه، مایه حسرت و سرگردانى و سرانجامش پشیمانى است. من رأى و فرمان خود را نسبت به حكمیّت به شما گفتم، و نظر خالص خود را در اختیار شما گذاردم. (اى كاش كه از قصیر پسر سعد اطاعت مى‏ شد)  ولى شما همانند مخالفانى ستمكار، و پیمان شكنانى نافرمان، از پذیرش آن سرباز زدید، تا آنجا كه نصیحت كننده در پند دادن به تردید افتاد، و از پند دادن خوددارى كرد.

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 2 بهمن 1390    | توسط: مخف    |    | نظرات()

شاخص حکومت

شاخص حکومت

 

از وقتی کتاب انسان 250 ساله را خواندم... اصلا ولش کن. انسان 250 ساله را بخوان، دل بده و بخوان؛ آنگاه ببین که عوض می­شوی یا نه...

این هم خوشه ای از این خرمن:

 

کار مهم پیامبر خدا(ص)، دعوت به حق و حقیقت و جهاد در راه این دعوت بود. در مقابل دنیای ظلمانی زمان خود، پیامبر اکرم (ص) دچار تشویش نشد. چه ان روزی که در مکه تنها بود، یا جمع کوچکی از مسلمین او را احاطه کرده بودند و در مقابلش سرام متفکر عرب، صنادید قریش و گردن­کشان، با اخلاق­های خشن و با دست­های قدرتمند قرار گرفته بودند، و یا عامه مردمی که از معرفت نصیبی نبرده بودند، وحشت نکرد؛ سخن حق خود را گفت، تکرار کرد، تبیین کرد، روشن کرد، اهانت­ها را تحمل کرد، سختی­ها و رنج­ها را به جان خرید، تا توانست جمع کثیری را مسلمان کند؛ و چه آن وقتی که حکومت اسلامی تشکیل داد و خود در موضع رئیس این حکومت، قدرت را به دست گرفت...

این مخلوق بی­نظیر الهی، این انسان کامل که قبل از نزول وحی الهی به این مرحله از کمال رسیده است، از اولین لحظه بعثت، یک جهاد مرکب همه­جانبه دشوار را آغاز کرد و بیست و سه سال در نهایت دشواری این جهاد را پیش برد. جهاد او در درون خود، جهاد با مردمی که هیچ درکی از حقیقت نداشتند و جهاد با آن فضای ظلمانی مطلق بود...

اولین سلول­های پیکره امت اسلامی در همان روزهای دشوار مکه با دست توانای پیغمبر (ص) بنا شد؛ ستون­های محکمی که باید بنای امت اسلامی بر روی این ستون­ها استوار بشود؛ اولین مومنین، اولین ایمان­آورندگان، اولین کسانی که این دانایی، این شجاعت، این نورانیت را داشتند که معنای پیام پیغمبر (ص) را درک کنند و دل به او ببندند... این امت­سازی فقط سیاست نبود؛ یک بخشی از آن سیاست بود. بخش عمده دیگر آن، تربیت یکایک افراد بود... یک­یک دل­ها در زیر تربیت پیغمبر (ص) قرار می­گرفت. پیغمبر (ص) به یکایک ذهن­ها و خردها، دانش و علم را تلقین می­کرد...

سیره نبی اکرم در دوران ده ساله حاکمیت اسلام در مدینه، یکی از درخشان­ترین (و گزافه نیست اگر بگوییم درخشان­ترین) دوره­های حکومت در طول تاریخ بشری است... سیزده سال در مکه، فصل اول دوران نبوت پیامبر (ص)، مقدمه ده سال دوره مدینه، فصل دوم این دوران است. فصل دوم دوران شالوده­ریزی نظام اسلامی و ساختن یک الگو و نمونه از حاکمیت اسلام برای همه زمان­ها و دوران­های تاریخ انسان و همه مکان­هاست. البته این الگو، یک الگوی کامل است و مثل آن را دیگر در هیچ دورانی سراغ نداریم؛ لیکن با نگاه به این الگوی کامل، می­شود شاخص­ها را شناخت...

نظامی که پیغمبر (ص) ساخت، شاخص­های گوناگونی دارد که در بین آن­ها هفت شاخص از همه مهم­تر و برجسته­تر است. شاخص اول، ایمان و معنویت است. انگیزه و موتور پیش­برنده حقیقی در نظام نبوی، ایمانی است که از سرچشمه دل و فکر مردم می­جوشد و دست و بازو و پا و وجود آن­ها را در جهت صحیح به حرکت درآورد. پس شاخص اول، دمیدن و تقویت روح ایمان و معنویت و دادن اعتقاد  و اندیشه درست به افراد است، که پیغمبر این را از مکه شروع کرد و در مدینه پرچمش را بالا برد.

شاخص دوم، قسط و عدل است. اساس کار بر عدالت و قسط و رساندن هر حقی به حق­دار (بدون هیچ ملاحظه­ای) است.

شاخص سوم، علم و معرفت است. در نظام نبوی، پایه همه­چیز، دانستن و شناختن و آگاهی و بیداری است. کسی را کورکورانه به سمتی حرکت نمی­دهند؛ مردم را با آگاهی و معرفت و قدرت تشخیص، به نیروی فعال (و نه نیروی منفعل) بدل می­کنند.

شاخص چهارم، صفا و اخوت است. در نظام نبوی، درگیری­های برخاسته از انگیزه­های خرافی، شخصی، سودطلبی و منفعت­طلبی مبغوض است و با ان مبارزه می­شود. فضا، فضای صمیمیت و اخوت و برادری و همدلی است.

شاخص پنجم، صلاح اخلاقی و رفتاری است. انسان­ها را تزکیه و از مفاسد و رذائل اخلاقی، پیراسته و پاک می­کند؛ انسان با اخلاق و مزکی می­سازد؛... تزکیه، یکی از آن پایه­های اصلی است؛ یعنی یکایک افراد، کار تربیتی و انسان­سازی می­کرد.

شاخص ششم، اقتدار و عزت است. جامعه و نظام نبوی، توسری­خور، وابسته، دنباله­رو و دست حاجت به سوی این و آن درازکن نیست؛ عزیز و مقتدر و تصمیم­گیر است؛ صلاح خود را که شناخت، برای تأمین آن تلاش می­کند و کار خود را پیش می­برد.

شاخص هفتم، کار و حرکت و پیشرفت دائمی است. توقف در نظام نبوی وجود ندارد؛ به طور مرتب، حرکت، کار و پبشرفت است...

 

برگرفته از کتاب «انسان 250 ساله»

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 20 دی 1390    | توسط: مخف    |    | نظرات()
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic