کتاب­ها وشخصیت­های موثر بر نویسندگان (1)

 

این بخش را برای علاقه مندان به دنیای نویسندگی می گذارم. ظاهر جذابی ندارد، اما نکات خوبی در آن است. با مرور همین سخنان با چندین نویسنده و کتاب تأثیرگذار آشنا خواهید شد:

 

وودی آلن

وودی آلن، کارگردان، بازیگر، نویسنده و نوازنده آمریکایی است که در عرصه طنز فعال است. ظاهرا در هر کاری سرک کشیده و اسم و رسمی برای خود دست و پا نموده است. او در مصاحبه با میچیکو کاکوتانی، ماکس شولمان را اولین نویسنده­ای دانست که خواندن آثارش او را به خنداندن انداخته است. «مسابقه گور خردوانی» را بامزه­ترین کتابش دانسته که طنزی ساده و روشن داشت. بعد از او، رابرت بنچلی و اس. جی. پرلمان را کشف کرد. از نظر او فیلم کمدی «روشنایی­های شهر» حرف نداشت. همین­طور بعضی از فیلم­های باستر کیتون و خیلی از فیلم­های برادران مارکس. از «متولد دیروز» خوشش آمد. «فروشگاه سر کوچه» و «دردسر در بهشت» محشر بود. «شیخ سفید» را یکی از بهترین فیلم­های ناطق می­دانست. از فیلم­های جدی لذت بیشتری می­برد؛ مثلا «همشهری کین» «دزد دوچرخه» «مهر هفتم» و «آرزوی بزرگ». بیشترین تأثیر را از برگمان و برادران مارکس گرفته است. البته از دیگران هم متأثر بوده است. به قول خودش: «به هیچ وجه از سرقت از آثار استریندبرگ، چخوف، پرلمان، ماس هارت، جیمی کنن، فلینی و نویسندگان برنامه­های باب هوپ احساس گناه نمی­کنم.»

 

پی. دی. جیمز

نویسنده­ای که «ملکه جنایت» لقب گرفته و پیشکسوت رمان­های ژانر کارآگاهی محسوب می­شود، پی. دی. جیمز انگلیسی است.  شوشا گاپی در سال 1994 مصاحبه جالبی با او انجام داده است. او در کتاب­خانه­اش مجموعه کامل صحافی شده «محاکمات مهم بریتانیا» را دارد که برایش مسحور کننده هستند. در سنین پایین شیفته­ی آثار جین آستین را می­خواند شد. مخصوصا کتاب دعا که زبان زیبایی داشت. به طور کلی طنز جین آستین و تسلط او بر ساختار داستان جذابیت خاصی برای وی ایجاد کرده بود. حتی اسم او را بر روی دختر دومش گذاشت که در یکی از سنگین­ترین بمباران­های لندن به دنیا آمد. بعدها کتاب­های جرج الیوت را خواند، ولی به اندازه آستین به او علاقه­مند نشد. او «میدل مارچ» را که نوشته الیوت بود، یکی از بهترین رمان­های انگلیسی می­داند. با آنکه بعدا آثار چالرز دیکنز را هم خواند و به نبوغ و استعداد وی پی برد، اما او را به عنوان نویسنده محبوب خود نپذیرفت. شخصیت­های زن او را واقعی نمی­دانست. اما برعکس او ترالوپ به خوبی از عهده روانشناسی زنان بر آمده است؛ مثلا در «آیا می­توانی او را ببخشی؟». رمان «آنطور که امروز زندگی می­کنیم» را می­توان رمان عصر نامید. به نظر او «اما»ی جین آستین داستان کارآگاهی بی­نظیری است که واقعیت روابط انسانی را در روایت گنجانده است. در این کتاب از قتل یا مرگ خبری نیست، با این حال رمان فریب و کشف است.

 

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 23 آبان 1390    | توسط: مخف    |    | نظرات()