کتاب­ها وشخصیت­های موثر بر نویسندگان (2)

 

اسماعیل کاداره

 

اسماعیل کاداره در شهر گینوکاستر در آلبانی به دنیا آمد و بزرگ شد. شوشا گاپی در سال 1997 با او مصاحبه کرده است. او دن کیشوت را یکی از بزرگترین آثار جهان و نمونه اعلای ترکیب تراژدی بزرگ و گروتسک می­داند. او قلمرو فعالیت کلاسیک­ها را بسیار گسترده­تر و مقیاسشان را بزرگ­تر می­خواند که در آن­ها شخصیت میان اسمان­ها و زمین در حرکت است. به قول خودش: «محال است بتوان سرعت عمل و دید گسترده یک صفحه و نیم از کتاب دوم ایلیاد را در اثر یک نویسنده جدید یافت.» نظر او پیرامون «بیداری فینیگان­ها» این است که جویس در آن واقعا مدرنیست شد و موفق نبود. چراکه افراط کرد و هیچکس از آن کتاب خوشش نیامد. او از تراژدی­نویسان یونان، به خصوص آیسخولوس خوشش می­آید و حتی مقاله­ای « آیسخولوس یا بازنده جاودان» با عنوان نوشته است. او بین تراژدی یونان و آنچه در کشورهای استبدادی می­گذشت، شباهت­هایی می­بیند؛ مهم­تر از همه جنایت و مبارزه بر سر قدرت.

 

آیزاک باشویس سینگر

سینگر فرزند و نواده خاخام­هاست. در 1904 به در رادژیمین لهستان دنیا آمده است. هارولد فلندر با او مصاحبه کرده است. او معتقد است که اگر کسی سعی کند روانکاوی را در داستانش بیاورد، وحشتناک می­شود. بهترین نمونه­اش آلدوس هاکسلی بود که سعی کرد رمانی بر اساس روانکاوی فرویدی بنویسد. وقتی ده دوازده ساله بود، «ماجراهای شرلوک هولمز» اولین داستانی بود که خواند. چنان به نظرش معرکه امده که هنوز هم جرئت خواندن دوباره این کتاب را ندارد. چون می­ترسد مأیوس شود! او اگنان را نویسنده­ای درست و حسابی متعلق به مکتب قدیم می­داند که همه آثارش با تلمود و کتاب مقدس و میدراش در ارتباط است. نویسنده و شاعر ییدیش، آرون زایتلین را بسیار قبول دارد و شعرهای او را در ردیف شعرهای توماس هاردی می­شمارد.

 

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 26 آبان 1390    | توسط: مخف    |    | نظرات()