کتاب­ها وشخصیت­های موثر بر نویسندگان (5)

 

اورهان پاموک

متولد استانبول است؛ در سال 1952. او در مصاحبه سال 2005 در لندن، با نشریه پاریس ریویو گفته است که در جوانی از اثار فاکنر، ویرجینیا وولف و پروست لذت می­برده و هرگز دنبال الگوی سوسیال- رئالیستی اشتاین بک و گورکی نبوده است. او توماس مان را سرمشق خودش می­داند که زن و شش تا بچه­اش را جمع می­کرد و نوشته­اش را برای آن­ها می­خواند. مثل آنکه پدر قصه بگوید. از هفت سالگی می­خواست نقاش شود. ولی یک جایی نقاشی را رها کرد و نویسنده شد. رمان «جوت بیگ و پسرانش» از او یک داستان بلند خانوادگی است، همچون «داستان فورسایت» یا «بودنبروک­ها»ی توماس مان. نویسنده­های بزرگ از نظر او در آغاز انتشار رمان، تولستوی، داستایوسکی، استاندال یا توماس مان نبودند. قهرمان­هایش ویرجینیا وولف و فاکنر بودند. بعدها ناباکف و پروست هم اضافه شدند. «خشم و هیاهو» را در 21-22 سالگی خواند که بسیار بر او تأثیر گذاشت. آنچه از آن به جای ماند صدایی بود که در او شکل گرفت. در ایالات متحده فهمید که باید با چهارچوب ذهنی «بورخس»وار و «کالوینو»یی به میراث شرقی خود مراجعه کند و ادبیاتی ملی و مدرن بنویسد. این کار با «کتاب سیاه» شروع شد. یک دنیای نوستالژیک پروستی در آمیزش با حکایت­ها، قصه­ها و لطیفه­های اسلامی در شهر استانبول. در جوانی مانند دیگر نویسنده­ها مشکلی داشت که هارولد بلوم اسمش را «اضطراب تأثیر» گذاشته است. وقتی 31 -32 سالگی بود این فکر رهایش نمی­کرد که بیش از حد تحت تأثیر تولستوی یا توماس مان است.

 

ویلیام ویور

ویلیام ویور در 1923 در ویرجینیا به دنیا آمد. او یکی از بزرگ­تریم مترجمان کتاب به زبان انگلیسی است. وقتی در مدرسه شبانه روزی بود مجموعه­ای از کتاب­های کودکان با عنوان «دوقلوهای ژاپنی و دوقلوهای آلمانی» خوانده بود.

 

نوشته شده در تاریخ جمعه 4 آذر 1390    | توسط: مخف    |    | نظرات()