به دنبال استثنای تاریخ (1)

هر کسی از محرم استفاده می­کند. سفره­ای که امام حسین (ع) پهن می­کند، برای همه­کس غذا دارد. با تک­تک جوان­مردان کاروانش، دست همه را می­گیرد. هیچ­کس از این در محروم برنمی­گردد. این شرایط باعث امیدواری مردم می­شود؛ دری هست که هیچ­وقت بسته نمی­شود...

ولی به علت شرایط خاص مباحث مذهبی در فضای کنونی کشور، همین باب امید مایه محجور ماندن معارف بزرگ اسلامی شده است. بدان علت که هدایت امور تبلیغی کشور، در اختیار بزرگان و علمای دقیق نیست. از همین رو تلقی­های ساده و پیش پا افتاده به عنوان تفکر مسلط پنداشته شده و در پاره­ای از موارد، سخنان دقیق علما با انگ­هایی عجیب و غریب به حاشیه رانده می­شود. حرف­هایی احساساتی که نه پایه در ایمان حقیقی دارد و نه عقل. ولی کاری نمی­شود کرد جز گفتن حقیقت. تا کی باید چشم بر تفاسیر غلط بست؟ تا کی باید امام حسین (ع) را خارج از اسلام و دستگاه حق تعالی بررسی کرد؟ تا کی باید اجازه ترویج تفکرات مشکوک شبه معرفتی را به اسم حفظ قدسیت دستگاه امام حسین (ع) داد؟ تا چه زمانی باید تکرار شبه اسرائیلیات رایج میان برخی پیروان مکتب اهل بیت (ع) را تحمل نمود؟

آیا نباید دست از مماشات­ها و تعارف­ها کشید؟ چطور است که هر بی­سوادی به خود اجازه می­دهد که افکار نامطمئن خود را به اسم دستگاه امام حسین (ع) به خورد جامعه بدهد؟ تا کی باید قرآن را در گوشه­ای حبس کرد و جلوی فراگیر شدن معارف آن را گرفت؟ بالاخره ما چه موضعی در برابر سخنان اصلی کتاب آسمانی خواهیم داشت؟ بالاخره تحلیل قرآن در رابطه با اصالت جریان حق در تاریخ را خواهیم پذیرفت یا نه؟ با جدا کردن رهبری آنچه که به اسم دستگاه امام حسین (ع) شناخته می­شود، از قرآن و اسلام و خط ولایت چه عایدمان می­گردد؟

قرآن اصالت را با جریان حق در تاریخ می­داند که با حضور ولی و حجت خدا اقامه می­گردد و به بشریت زندگی می­بخشد. این خط نورانی ویژگی­هایی دارد که مخصوص آن بوده و در جای دیگر یافت نمی­شود. هر فصل تاریخ که بررسی گردد، پیروزی مطلق حق بر باطل به روشنی دید می­شود. این همان خط روشنی است که امت­ها را به سوی خدا دعوت نموده و سعی در اقامه قسط داشته است. در این خط، حرف یکی بیش نبوده است. این همان دین مرضی الهی است که نزد خدا با نام اسلام خوانده می­شود. پیروان نوح (ع) هم مسلمان بوده­اند. تابعان ابراهیم نبی (ع) هم مسلمان بوده­اند. یهودیان و مسیحیان حقیقی نیز مسلمان بوده­اند. با همین اعتقادات و اخلاقیاتی که ما با آن آشنا هستیم. حتی کلیات احکام و در برخی موضوعات، بسیاری از جزئیات هم یکی بوده است. در آن تعالیم نیز هم­چون ما، جهاد نقشی کم­نظیر داشته است. می­شود گفت که بازخوانی جدی این خط مشعشع در تاریخ از طریق قرآن و روایات محکم، یکی از کارهای ضروری و وظایف فوری جریان تبلیغی کشور است.

این جریان در طول تاریخ دچار فراز و نشیب­های زیادی شده است و هر کدام از حجت­های الهی، نقش خاص خود را در هدایت مردم و پیش­برد اهداف درخشان این خط انجام داده­اند. قیام امام حسین (ع) را باید جزئی از این رویارویی تاریخی حق و باطل دید؛ البته بزرگ­ترین رویارویی آن. البته اگر دقت را در تحلیل بالا ببریم و ویژگی­های بیشتر این جریان را بشناسیم، خواهیم فهمید که بسیاری از خصائص جریان حق پس از عاشورا تحولی شگرف پیدا کردند. شاید بتوان عاشورا را نقطه عطف جریان حق در تاریخ دانست. مثلا اقبال گروه­های بزرگ مردمی به جریان حق، بعد از عاشورا به اندازه چشم­گیری افزایش پیدا کرد. حتی قیام امام حسین (ع) الهام­بخش بسیاری از حرکات عظیم اجتماعی در جهان اسلام شد.


ادامه دارد...


نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 2 آذر 1390    | توسط: مخف    |    | نظرات()