هر چه می خواهد دل تنگت بگو

سلام بر تو ای سرزمین تفتیده؛

سرزمینی که سراپای تو را عشق فراگرفته ؛

سرزمینی که خاکت شفابخش دردهای بی درمان است؛

سرزمینی که جگرگوشه زهرا و علی را در خود جای داده ای؛

سرزمینی که در آن امامی ندای «هل من ناصر ینصرنی» سر داد و کسی جز تیغ های شمشیر و تیزی نوک نیزه ها پاسخش را نداد؛

سرزمینی که صدای «هیهات من الذلّة» حسین در تو به آسمان رفت و سقف آسمان ها را شکافت؛

و  سرزمینی که هنوز از تو صدای العطش کودکان به گوش می رسد؛

 ای سرزمین تب دار کربلا که به حق کرب و بلا نامیده شدی! می خواهم با تو درد  دل کنم...

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 6 آذر 1390    | توسط: Arg    |    | نظرات()