انقلابی­های امت پیامبر (ص)

می­گویی «ما اهل کوفه نیستیم ...» و من آرزو می­کنم این طوری باشد. اما اهل کوفه نبودن یعنی چه؟ اهل کدام کوفه نیستی؟ کوفه عراق؟ «این را که همه می­دانند». کوفه زمان علی؟ زمان حسین؟

کوفیان چه کردند؟ کجا کم آوردند؟ اصلا کوفیان چه کسانی بودند؟ کوفیان انقلابیون زمان معاویه و یزید بدوند؟ حزب ا...ی­های امت پیغمبر (صلی ا... علیه و آله وسلم) بودند! کوفیان آماده به قیام بودند؟ کوفیان «ادعا»ی ولایتی بودن داشتند. اگر نداشتند که حسین (ع) را از شهر وحی سوی خود نمی­خواندند. مگر هر شهری جرئت و «جگر» این دعوت را دارد؟ آن هم با هجده هزار نامه! و تو چه می­دانی که هجده هزار یعنی چه؟

کوفیان­شمشیر برای یاری اباعبدا... تیز کردند ولی در نهایت بر پیکر یاران و عزیزانش فرود آوردند. فکر کردی چون «می­خواهی» که در خیمه حسین (ع) باشی، خود به خود تا آخر همان جا ماندگاری؟ نه خدا با کسی عقد اخوت بسته و نه رحمت بی­کران سید شهیدان خلاف اختیار تو عمل خواهد کرد؟ مبادا چشم باز کنی و ببینی که در مجالس سالار شهیدان می­گریی، اما در خانه و اداره و مدرسه و دانشگاه و ... بر پیکر اسلام جدش و یاوران صدیق عصر حاضرش زخمه می­زنی ...

من اما دوست دارم یکی از اهالی کوفه باشم! باور نمی­کنی؟ اهل آن کوچه کوفه که مسلم بر دیوار غریبی­اش تکیه داده بود. و البته از آن کوچه فقط اهل خانه «طوعه» باشم؛ شیزن پیری که از تمام شهر، فقط او مسافر حسین را پذیرا شد. نمی­خواهم چون پسرش باشم که غریب کوفه را به زر و سیمی بفروخت. می­خواهم در گروه طوعه جای بگیرم؛ اگر راهم دهند!

 

نوشته شده در تاریخ شنبه 19 آذر 1390    | توسط: مخف    |    | نظرات()