صدا و سیما و مسیحی که زینب ندارد

محرم است و همه ایران در تکاپوی عزاداری برای سالار شهیدان. که این سرزمین چشمه محبت خاندان رسول است... صدا و سیما هم از این شور و احساس بی نصیب نیست. هر شبکه ای برنامه ای دارد؛ سریال، گفتگو، پخش مداحی، سخنرانی  و و و ...

صدا و سیما و مسیحی که زینب ندارد

محرم است و همه ایران در تکاپوی عزاداری برای سالار شهیدان. که این سرزمین چشمه محبت خاندان رسول است... صدا و سیما هم از این شور و احساس بی نصیب نیست. هر شبکه ای برنامه ای دارد؛ سریال، گفتگو، پخش مداحی، سخنرانی  و و و ...

خوش حال اند؛ مدیران فرهنگی مملکت. خوشحال اند از این همه! فعالیتی که برای پسر فاطمه (س) انجام می دهند. «این حجم از برنامه عاشورایی در کدام رسانه دیگری جز صدا و سیمای ما پخش می شود؟» من هم یکی از همین مخاطبانم و می شنوم آنچه دل و زبان آقایان می گوید. نمی توانم ساکت بمانم: من که عاشورایی در صدا و سیما نمی بینم! اشتباه فکر نکن، صدای من و تو به تلوزیون نمی رسد. ولی اگر می رسید فکر می کنی چه جوابی می دادند؟ بگذریم، وقت تنگ است و حرف بسیار. فعلاً من از برنامه های محرم سیما می گویم، در معرض نقد و نظر شما. که الباقی همه فسانه است ...

حسینی که در این رسانه قرار دارد برای من نامأنوس است. حسین رسانه ملی اصلا شبیه آن که ما مردم می شناسیم نیست، فاصله زیادی با شهید سال 61 هجری در بیابان سوزان کربلا دارد. البته شباهت های زیادی هم دارد اما مطمئنم که او هم نیست. باور ندارید؟ شباهت هاشان که معلوم است. هر دو پسر پیغمبرند، هر دو امام سوم شیعیان اند، هر دو فرزند علی و زهرا هستند، هر دو در نینوا مدفون اند، ... اما یک فرق مهم باعث می شود تا من و تمام سینه زنان شهید غریب اسلام یقین کنیم که این حسین همان امام سوم ما نیست! این حسین، شناسنامه ایست و امام ما حقیقتی است در دل ما.

حسین شناسنامه ای صدا و سیما خوب حرف می زند. از همه چیزهای خوب می گوید. حتی سخن از جهاد و امر به معروف و نهی از منکر هم می گوید. اما در زندگی مردم و از جمله خود سیما اثری ندارد. زندگی سیما، سریالی است که پخش می کند. زندگی سیما آن مجری برنامه زنده مذهبی است که عین یک ربات روی صندلی می نشیند و حرف های خوبی می زند اما هیچ کس او را «نوکر دستگاه امام حسین (ع)» نمی داند، او اجرا می کند نه نوکری. زندگی سیما آن کارشناسی است که قرار است از دل حادثه کربلا فرهنگ خودی بیرون بکشد اما درنهایت فقط بلندگویی می شود برای فرهنگ نحس غربی، البته با لباسی از عزای محرم!

حسین ما اما خواب از چشم ما ربوده است. اگر حسین (ع) ما نبود ما چه مرضی داشتیم که یک دهه، «زندیگیمان» را تعطیل کنیم؟ اگر امام سوم ما نبود، چه چیز ما را به هر چه حقیقت است پیوند می داد و چه چیز ما را از هرچه باطل است بیزار می ساخت؟ اگر سالار شهیدان نبود ما به چه امیدی با دست خالی پشت سر خمینی می ایستادیم؟ که حکومت شاه، حکومت طاغوت است. اگر سرور آزادگان تاریخ نبود چه چیز ما را با شوق به زیر شنی های تانک های دشمن بعثی می فرستاد؟ که صدام اجیر شده شیطان بزرگ است؟ و اگر پسر علی، امیر مومنان (ع) نبود چه چیز باعث می شد از غم برادرانی که در یمن به جرم ایمان، پاره پاره می شوند خواب نداشته باشیم؟ که هواپیماهای وهابیون بی شرف و آمریکاییان بی حیثیت، تن کودکان بی پناه صعده را می درد.

حسین صدا و سیما چون مسیح عیسویان است. که فقط موعظه می کند، که فقط لبخند می زند، که همه رنجها را تحمل کرده تا دیگران راحت باشند، که بالای صلیب رفته تا بنی اسرائیل به خدا نزدیک گردند. اما مسیح (ع) هم برای ما حسینیان مردی دیگر است. مسیح (ع) ما موعظه می کند و ثروتمندان را انذار می دهد. مسیح (ع) ما به پابرهنگان و ستمدیدگان لبخند می زند و در عوض در برابر رومیان کافر عبوس و شدید است. مسیح (ع) ما همه رنجها را تحمل کرده تا حساب روحانیون دنیا پرست یهود را از دین خالص موسی (ع) جدا کند. مسیح (ع) ما تا بالای صلیب رفتن را به جان خریده است تا قبل از آمدن محمد مصطفی (ص)، هر که هوس پیمودن راه خدا را دارد تکلیف خویش را با جهاد مشخص کند. البته خدا عیسی بن مریم (س) را به آسمانها برد، اما حسین بن علی (ع) ... چه کسی چون حسین وعده را با خدای خویش به پایان رسانید؟ هیچ کس. حتی انبیاء الولعزم هم تظاره گر صحنه آرایی حسین (ع) در کربلا هستند.

راستی چرا حسین صدا و سیما شبیه عیسی غرب گشته است؛ بی آزار و قدیس! چرا حسین آنها خواب از دیدگان میراث خوران شهیدان نمی رباید اما آن ابی عبدا... که روح ا...الموسوی به ما شناساند خواب از چشم همه مستکبران عالم می رباید؟ چرا حسین (ع) اسلام ناب محمدی (ص) همه زندگی ما را جهت می بخشد ما حسین اسلام اشرافیت و تن پروری هیچ کاری به کسب و خواب و خوراک پیروان خویش ندارد؟

شما نیز بگردید. اصلاً همین الآن خواندن ادامه نوشته را رها کنید و پاسخ این سوال را بیابید؟ اما من جواب خویش می گویم. شاید حقیقت همین باشد: «حسین (ع) اسلام نابی که رسول خدا (ص) آورد زینب (س) دارد» ولی حسین سیما چنین خواهر و پیامبری ندارد! به حسین سیما بنگرید، اگر زینب را دیدید. اگر هم زینب باشد، حسین را نخواهید یافت. آخر چه کنند با زینب که هیبتش تمام کاخ یزید را به بازیچه می گیرد؟ آخر چه کنند با زینبی که کربلا را تفسیر کرده است و تکلیف همگان را معین نموده؟ آخر چه کنند زینبی که بزرگترین مستکبر زمانه را چون موشی ضعیف در پیش چشم اطرافیانش تحقیر نمود؟

حسین اگر تنها باشد، می توان او را چیزی کرد شبیه عیسایی که مردم مغرب زمین می شناسند. قدیسی که هیچ کار با جامعه و طبقات آن و فرهنگ کنونی جامعه ندارد. حسین تنها را می توان شهید کرد؛ نه تنها خودش را، بلکه تمام اندیشه و تعلیماتش را هم. اما حسین (ع) اگر زینب (س) داشته باشد (که در واقعیت هم داشت) همه بساط ظلم را برخواهد چید، هم خودش و هم راهش. اگر زینب (س) در کاروان حسین (ع) باشد، می آفریند عزاداری بسیجی های کم سن و سال را، شب قبل از عملیلت. که همه مکرها و دسیسه های دشمن قدار را برهم می زد. می شود همان که تمام جبهه متحد کفر و نفاق جهانی را هشت سال پشت درب های ایران اسلامی نگه داشت و داغ تصرف حتی یک وجب از خاک آن را بر دلهای کثیفشان نهاد. اما اگر زینب (س) نباشد، عزاداری پاکستانی های مقیم نیویورک از آن در می آید که در روز عاشورا، پلیس برای دسته بزرگشان خیابان را غُرُق می کند اما همین آدمها فردای آن روز روانه سر کار می شوند تا درنهایت مجموع کارها و پولهاشان بشود بمبی که بر سر مردم شیعه یمن و شافعیان مظلوم غزه فرود می آید.

من با تمام وجود از حسین روشنفکران بیزارم و از آن برائت می جویم. حسینی که در مخفیانه ترین حالت، سیما را اشغال کرده و بر عزاداری «ساده» مردم کوچه و بازار خرده می گیرد. و در وقیحانه ترین حالت هم، قافیه می شود برای «میرحسین»، تا طرفداران جنبش سبز  او را در برابر دین رسول خدا (ص) علم کنند.

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 28 آذر 1390    | توسط: مخف    |    | نظرات()