و قلبی که به درد آمد

مگر این مردم چه گناهی مرتکب شدند که باید این همه تاوان پس بدهند؟ مردم به یک نفر برای ریاست جمهموری رای مثبت دادند و به دیگری رای منفی، همین. درگیری طولانی پس انتخابات، تخریب لوازم عمومی و خصوصی، ایجاد فضای تردید و مهمتر از آن بدبینی شدید، ایجاد دودستگی و شکاف در میان مردم، توهین به آرمان ظلم ستیزانه آنها در 13 آبان، متشنج کردن فضای دانشگاه ها، اهانت به مراد مردم خمینی کبیر (ره) و آخر سر هم فاجعه ای که بزرگترین داغ ها را بر قلب ملت گذارد به چه جرمی بر این مردم تحمیل شد؟ به جرم حفاظت از جمهوریت نظام! که خود آقایان هم می دانند که ضامن بقای اسلامیت کشور همین جمهوریت است. مبادا کسی فکر کند که منظور از «جمهوری ایرانی» حذف اسلامیت نظام به وسیله جمهوریت است. اگر کسی واقعا به دنبال «جمهوری ایرانی» باشد، به همین «جمهوری اسلامی» می رسد. چراکه ایرانیان آماده فداکاری در راه اسلام اند! جمهوری ایرانی دشمنی با اسلامیت و جمهوریت نظام است، همزمان. جمهوری ایرانی پشت پرده حکومت پادشاهی کثیفی است که قرار بود با کنار زدن اسلام از حکومت، سایه شوم دیکتاتوری را بار دیگر بر سر مردم زخم خورده از سلطنت بگستراند.

و قلبی که به درد آمد

مگر این مردم چه گناهی مرتکب شدند که باید این همه تاوان پس بدهند؟ مردم به یک نفر برای ریاست جمهموری رای مثبت دادند و به دیگری رای منفی، همین. درگیری طولانی پس انتخابات، تخریب لوازم عمومی و خصوصی، ایجاد فضای تردید و مهمتر از آن بدبینی شدید، ایجاد دودستگی و شکاف در میان مردم، توهین به آرمان ظلم ستیزانه آنها در 13 آبان، متشنج کردن فضای دانشگاه ها، اهانت به مراد مردم خمینی کبیر (ره) و آخر سر هم فاجعه ای که بزرگترین داغ ها را بر قلب ملت گذارد به چه جرمی بر این مردم تحمیل شد؟ به جرم حفاظت از جمهوریت نظام! که خود آقایان هم می دانند که ضامن بقای اسلامیت کشور همین جمهوریت است. مبادا کسی فکر کند که منظور از «جمهوری ایرانی» حذف اسلامیت نظام به وسیله جمهوریت است. اگر کسی واقعا به دنبال «جمهوری ایرانی» باشد، به همین «جمهوری اسلامی» می رسد. چراکه ایرانیان آماده فداکاری در راه اسلام اند! جمهوری ایرانی دشمنی با اسلامیت و جمهوریت نظام است، همزمان. جمهوری ایرانی پشت پرده حکومت پادشاهی کثیفی است که قرار بود با کنار زدن اسلام از حکومت، سایه شوم دیکتاتوری را بار دیگر بر سر مردم زخم خورده از سلطنت بگستراند.

بگذریم. سوال این است که چه کسی این بلا را بر سر ما آورد؟ یک جواب سطحی این است که اینها همه بی دین اند و سر در خور آمریکا دارند؟ این جواب برای آنها که می خواهند در بروند. اما به آن که واقعیت را می خواهد چه باید گفت؟ صحنه های پخش شده از صدا و سیما مربوط به گستاخان شان بود اما واقعیت این است که در این اتفاقات مدعیان دین داری هم حضور داشتند! حتی بعضی هاشان شب های محرم را عزاداری هم کرده بودند!! و این نه جای تعجب دارد برای کسی که تاریخ کربلا را شنیده است. چه کسی مقصر است؟

می توان همه تقصیرها را بر گردن استکبار انداخت، مثل همیشه. و خود را تبرئه کرد، باز هم مثل همیشه. اما واقع امر چیز دیگری است؟ واقعیت آن است که آن روز که امر به معروف و نهی از منکر را با همه اهمیتش ترک کردیم باید منتظر چنین روزی هم می شدیم. واقعیت آن است که آن روز که به بهانه سازندگی، همه آنچه از جنگ مانده بود را کنار زدیم و با فارغ التحصیلان اروپا و آمریکا و کانادا مشغول اداره مملکت گشتیم، باید فکر امروز روزی را هم می کردیم. واقعیت آن است که وقتی تمام فرهنگ کشور را تقدیم هنرمندانی کردیم که جز غرب و جایزه های چشم نواز جشنواره های آنان قبله و کعبه دیگری ندارند، باید صابون چنین هتک حرمت هایی را به تنمان مالیدیم. وقتی آن همه فریاد ولی فقیه را در مورد شبیخون فرهنگی چیزی شبیه شعارهای دهان پرکن سیاسیون خودمان حس کردیم، باید پیش بینی امروزمان را نیز می نمودیم. وقتی برای شناخت رفتار جامعه خودمان در تمام دانشگاه ها، حتی دانشگاه امام حسین (ع)، سراغ ماکس وبر و پوپر و ... را گرفتیم باید پی بی اعتبار شدن عاشورای امام حسین (ع) را هم به خودمان می مالیدیم. وقتی مردم را در ادارات بر اساس پول جیبشان دسته بندی کردیم و شیر نفت را مستقیم در حلقوم اندکی بالانشیم تهرانی باز نمودیم، باید به پیسی خوردن امروزمان را هم به حساب می آوردیم.

هنوز برای توبه دیر نشده است. هنوز راه امر به معروف و نهی از منکر باز است. هنوز ولی در حال دفاع از اسلام می باشد و راه برای اطاعت مفتوح. هنوز هم می توان راه و رسم کسب حلال را آموخت. هنوز می توانیم به انتظارمان روحی دوباره ببخشیم و وارد خیمه صاحب الزمان (عج) شویم. راستی فکر کردیم که چه آمد بر سر قلب خونین خون خواه حسین (ع) در عاشورای 88؟

 

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 30 آذر 1390    | توسط: مخف    |    | نظرات()