ساده اندیشی، ممنوع!

کسی که صحیفه سجادیه را خوانده باشد، می­فهمد که چرا مقام معظم رهبری این همه بر خواندن دعاهای آن تأکید دارند. کتابی که ویژگی­های منحصر به فرد آن، خاص و عام را محتاج ارتباط با آن نموده است. ویژگی­هایی که چنان بروز و ظهور دارند که خوانندگان عادی نیز می­توانند برخی از آن­ها را برشمرند. یک ویژگی مهم آن، وجود معارف بلند شیعی در همه دعاهاست. می­توان صحیفه را دریای معارف شیعه خواند. آن­قدر معارف بلند در این دعاها نهفته است که با شرح این کتاب، می­توان یک دوره­ی کامل معارف بلند شیعه را ارائه کرد. ویژگی دیگر آن اثر مستقیم این معارف بر ایمان است. مواج بودن و گاهی هم طوفانی شدن این دریای معارف، آن را از سکون و سکوت گزاره­های عقلی دور کرده است. بدین معنی که احساسات و عواطف لطیف، چنین در تار و پود جملات تنیده شده که انتقال معارف همراه با اشک و آه صورت گرفته و با جان خواننده عجین می­شود. خصیصه­ی دیگر آن، جامع بودن است. یعنی که معارف تنها به حوزه خاصی محدود نمی­شوند. معارف دقیق توحیدی و هم مطالب استوار ولایی در دعاها موج می­زند. نکته جالب دیگر تعدد صلوات بر محمد (ص) و آل محمد (ص) در دعاهاست. دعاها بندهای زیادی دارند که بسیاری­شان به وسیله صلوات از هم جدا شده­اند. ویزگی­های دیگری هم هستند که می­توان بدان­ها اشاره کرد و فرصت آن نیست. به طور کلی می­توان گفت که انس با صحیفه، حال و هوای انسان را کاملا عوض می­کند. اگر کسی به مرور زمان و کم­کم، هر هفته دعاهای صحیفه را بخواند، پس از پایان دعاها انسان دیگری می­شود. فضای فکری و مهم­تر از آن، حال او دگرگون می­گردد. به قول حضرت امام (ره)، دعا قرآن صاعد است و صحیفه مملو از دعاهای کم­نظیر... چه دعاهایی!

لازم است اشاره­ای هم به حواشی مربوط به صحیفه داشته باشیم. گاهی از اوقات حواشی یک متن چنان پررنگ می­شوند که متعرض آن­ها شدن و نقد وارد آوردن از عهده هر کسی برنمی­آید. حواشی صحیفه نیز از این قبیل هستند. یکی از مشهورات روزگار ما درباره صحیفه نقشی است که برای آن در استراتژی برخورد امام سجاد (ع) با حکومت­های جور، قائل می­شوند. این که در فضای خفقان بنی امیه، حضرت به وسیله دعا با حکومت مبارزه کردند، یکی از همان حواشی پررنگ این کتاب است که اساس و پایه­ای هم ندارد. در کل صحیفه، تنها چند تعریض نه چندان تند و تیز به حاکمان زده می­شود که در کل مجموعه، اصلا به دیده نمی­آیند. آخر چطور ممکن است که یک امام معصوم این­قدر بی­خیال شود که در طول 35 سال، تنها به چند جمله اکتفا کند! مگر همان­طور که خودش فرموده، او فرزند خاندان شهادت نیست؟

عده­ای دیگر یک مقدار از این موضع پایین آمده و اتخاذ این استراتژی را به دلیل رواج فساد و فحشایی خیره کننده در جامعه می­دانند. تاریخ اذعان دارد که پس از فاجعه کربلا، بلایی به سر عالم اسلام آمد که نظیرش را کسی ندیده بود و بعد از آن هم ندید. گویند در مدینه النبی، در مجاورت حرم پیامبر (ص)، کار به جایی رسید که خانه­ای بی تار و تنبور و آواز نبود!! وقتی یکی از خواننده­های زن حجاز به آستانه مدینه رسید، چندین هزار نفر به استقبالش رفتند!!! این عده که چنین نظری درند، به خوبی فهمیده­اند که پشت کردن مردم به ولایت چه غذابی برای جامعه در پی داشته است. اما عجیب است که این­ها استراتژی امام سجاد (ع) را برای عوض کردن این وضع، دعا به درگاه الهی می­دانند!!!!!!! کسی باید به آن­ها یادآوری کند که داریم درباره امام معصوم صحبت می­کنیم، نه یک عارف گوشه­نشین عزلت­گزین.

دسته سومی هم هستند که وضعشان از دوتای قبلی خیلی بهتر است. این مسائل را درک می­کنند و جوابی بهتر می­دهند، اما آن­ها هم ساده به ماجرا نگاه می­کنند. ایشان دو استراتژی به حضرت (ع) نسبت می­دهند. «دعا و گریه بر شهدا» را یک استراتژی می­دانند و «تربیت شاگرد» را استراتژی دیگر. این دسته نسبت امام با اجتماع را درک کرده­اند اما پاسخی درخور شأن امامت و تحول ایجاد شده در طول سه دهه نمی­دهند. حرف ایشان درست است. دعا و به ویژه یادآوری عاشورا بسیار بر فضای شهر اثر داشته است. تربیت شاگرد و ایجاد زمینه انقلاب علمی امام باقر (ع) هم از کارهای مهم دیگر امام سجاد (ع) است که بعدها تبدیل به دانشگاه امام صادق (ع) در مدینه شد. اما این­ها هم کار اصلی زین العابدین (ع) نیست. این دو اقدام اساسی در کنار کار اصلی حضرت است که موثر واقع شده و به نقطه­ای طلایی منتهی می­شوند. نقطه­ای 35 سال پس از کربلا. نقطه­ای که نه تنها در آن دیگر اثری از آن جو فسادزده نیست، بلکه جای خود را به یک فضای علمی داده است که بستر جریان علمی دهه­های بعدی می­گردد. سوال این است که اقدام اصلی حضرت سجاد (ع) برای برگرداندن این فضا چیست؟ جواب یک کلمه کلیدی است؛ «شبکه سازی». بحث پیرامون این مبحث و لزوم پرداختن به آن خود حدیثی است که در این مجمل نگنجد. این همان حلقه مفقوده تربیت نیرو در نظام است و اکثر مشکلات نظام ما هم از همین کمبود نشأت می­گیرد. شبکه سازی کار اصلی سید الساجدین (ع) بوده است. آن­کاری که امام (ع) در طول عمر مبارک انجام دادند، خرید چندین هزار برده بود. ایشان به طور دائم اسیر می­خریدند، آن­ها را با اسلام ناب محمدی (ع) آشنا کرده و تربیت می­نمودند، و سپس آزاد می­کردند. در آن مدت تعداد آن­ها به چندین هزار نفر رسید که پایه اصلی شبکه سازی اجتماعی حضرت را تشکیل دادند. همین­ها بودند که زمینه­ی کار علمی امام (ع) را ایجاد کردند تا در نهایت بستر اجتماعی حرکت علمی امامان بعدی فراهم شود.

باید کمی بیشتر در رفتار ائمه (ع) دقت کنیم. تا به کی ساده انگاری؟ باید دقیق بود تا بتوان دوای دردهای خود را از این خاندان خواست. جای یک شبکه قدرتمند حزب اللهی خالی است...

نوشته شده در تاریخ شنبه 3 دی 1390    | توسط: مخف    |    | نظرات()