شاخص حکومت

 

از وقتی کتاب انسان 250 ساله را خواندم... اصلا ولش کن. انسان 250 ساله را بخوان، دل بده و بخوان؛ آنگاه ببین که عوض می­شوی یا نه...

این هم خوشه ای از این خرمن:

 

کار مهم پیامبر خدا(ص)، دعوت به حق و حقیقت و جهاد در راه این دعوت بود. در مقابل دنیای ظلمانی زمان خود، پیامبر اکرم (ص) دچار تشویش نشد. چه ان روزی که در مکه تنها بود، یا جمع کوچکی از مسلمین او را احاطه کرده بودند و در مقابلش سرام متفکر عرب، صنادید قریش و گردن­کشان، با اخلاق­های خشن و با دست­های قدرتمند قرار گرفته بودند، و یا عامه مردمی که از معرفت نصیبی نبرده بودند، وحشت نکرد؛ سخن حق خود را گفت، تکرار کرد، تبیین کرد، روشن کرد، اهانت­ها را تحمل کرد، سختی­ها و رنج­ها را به جان خرید، تا توانست جمع کثیری را مسلمان کند؛ و چه آن وقتی که حکومت اسلامی تشکیل داد و خود در موضع رئیس این حکومت، قدرت را به دست گرفت...

این مخلوق بی­نظیر الهی، این انسان کامل که قبل از نزول وحی الهی به این مرحله از کمال رسیده است، از اولین لحظه بعثت، یک جهاد مرکب همه­جانبه دشوار را آغاز کرد و بیست و سه سال در نهایت دشواری این جهاد را پیش برد. جهاد او در درون خود، جهاد با مردمی که هیچ درکی از حقیقت نداشتند و جهاد با آن فضای ظلمانی مطلق بود...

اولین سلول­های پیکره امت اسلامی در همان روزهای دشوار مکه با دست توانای پیغمبر (ص) بنا شد؛ ستون­های محکمی که باید بنای امت اسلامی بر روی این ستون­ها استوار بشود؛ اولین مومنین، اولین ایمان­آورندگان، اولین کسانی که این دانایی، این شجاعت، این نورانیت را داشتند که معنای پیام پیغمبر (ص) را درک کنند و دل به او ببندند... این امت­سازی فقط سیاست نبود؛ یک بخشی از آن سیاست بود. بخش عمده دیگر آن، تربیت یکایک افراد بود... یک­یک دل­ها در زیر تربیت پیغمبر (ص) قرار می­گرفت. پیغمبر (ص) به یکایک ذهن­ها و خردها، دانش و علم را تلقین می­کرد...

سیره نبی اکرم در دوران ده ساله حاکمیت اسلام در مدینه، یکی از درخشان­ترین (و گزافه نیست اگر بگوییم درخشان­ترین) دوره­های حکومت در طول تاریخ بشری است... سیزده سال در مکه، فصل اول دوران نبوت پیامبر (ص)، مقدمه ده سال دوره مدینه، فصل دوم این دوران است. فصل دوم دوران شالوده­ریزی نظام اسلامی و ساختن یک الگو و نمونه از حاکمیت اسلام برای همه زمان­ها و دوران­های تاریخ انسان و همه مکان­هاست. البته این الگو، یک الگوی کامل است و مثل آن را دیگر در هیچ دورانی سراغ نداریم؛ لیکن با نگاه به این الگوی کامل، می­شود شاخص­ها را شناخت...

نظامی که پیغمبر (ص) ساخت، شاخص­های گوناگونی دارد که در بین آن­ها هفت شاخص از همه مهم­تر و برجسته­تر است. شاخص اول، ایمان و معنویت است. انگیزه و موتور پیش­برنده حقیقی در نظام نبوی، ایمانی است که از سرچشمه دل و فکر مردم می­جوشد و دست و بازو و پا و وجود آن­ها را در جهت صحیح به حرکت درآورد. پس شاخص اول، دمیدن و تقویت روح ایمان و معنویت و دادن اعتقاد  و اندیشه درست به افراد است، که پیغمبر این را از مکه شروع کرد و در مدینه پرچمش را بالا برد.

شاخص دوم، قسط و عدل است. اساس کار بر عدالت و قسط و رساندن هر حقی به حق­دار (بدون هیچ ملاحظه­ای) است.

شاخص سوم، علم و معرفت است. در نظام نبوی، پایه همه­چیز، دانستن و شناختن و آگاهی و بیداری است. کسی را کورکورانه به سمتی حرکت نمی­دهند؛ مردم را با آگاهی و معرفت و قدرت تشخیص، به نیروی فعال (و نه نیروی منفعل) بدل می­کنند.

شاخص چهارم، صفا و اخوت است. در نظام نبوی، درگیری­های برخاسته از انگیزه­های خرافی، شخصی، سودطلبی و منفعت­طلبی مبغوض است و با ان مبارزه می­شود. فضا، فضای صمیمیت و اخوت و برادری و همدلی است.

شاخص پنجم، صلاح اخلاقی و رفتاری است. انسان­ها را تزکیه و از مفاسد و رذائل اخلاقی، پیراسته و پاک می­کند؛ انسان با اخلاق و مزکی می­سازد؛... تزکیه، یکی از آن پایه­های اصلی است؛ یعنی یکایک افراد، کار تربیتی و انسان­سازی می­کرد.

شاخص ششم، اقتدار و عزت است. جامعه و نظام نبوی، توسری­خور، وابسته، دنباله­رو و دست حاجت به سوی این و آن درازکن نیست؛ عزیز و مقتدر و تصمیم­گیر است؛ صلاح خود را که شناخت، برای تأمین آن تلاش می­کند و کار خود را پیش می­برد.

شاخص هفتم، کار و حرکت و پیشرفت دائمی است. توقف در نظام نبوی وجود ندارد؛ به طور مرتب، حرکت، کار و پبشرفت است...

 

برگرفته از کتاب «انسان 250 ساله»

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 20 دی 1390    | توسط: مخف    |    | نظرات()