خطبه 25 نهج البلاغه

واقعا چه می توان گفت از شدت تنهایی علی (ع)؟ اوصاف سربازان دشمن چگونه است و اوصاف سربازان خودی؟ نکند من هم مصداق جمله آخر باشم و خود ندانم...

وَ إِنِّی ـ وَاللهِ! ـ لاََظُنُّ أنَّ هؤُلاءِ الْقَوْمَ سَیُدَالُونَ مِنْکُمْ بِاجْتِماعِهمْ عَلَى بَاطِلِهمْ، وَ تَفَرُّقِکُمْ عَنْ حَقِّکُمْ، وَ بِمَعْصِیَتِکُمْ إِمَامَکُمْ فِی الحَقِّ، وَ طَاعَتِهِمْ إِمَامَهُمْ فِی الْبَاطِلِ وَ بِأَدَائِهِمُ الاَْمَانَةَ إِلَى صَاحِبِهِمْ وَ خِیَانَتِکُمْ، وَ بِصَلاَحِهِمْ فی بِلاَدِهِمْ وَ فَسَادِکُمْ، فَلَوِ ائْتَمَنْتُ أَحَدَکُمْ عَلَى قَعْب، لَخَشِیْتُ أَنْ یَذْهَبَ بِعِلاَقَتِهِ.

 

به خدا سوگند! یقین دارم که این گروه (ستمگر و خونخوار) به زودى، بر همه شما مسلّط مى شوند و حکومت را از شما خواهند گرفت، به خاطر این که، آنها، در امر باطل خود، متّحدند و شما، در امر حق خود، پراکنده اید. شما، از پیشواى خود، در امر حق، نافرمانى مى کنید، در حالى که آنها، در امر باطل، مطیع فرمان پیشواى خویش اند. آنها، نسبت به رئیس خود، اداى امانت مى کنند، در حالى که شما، خیانت مى کنید. آنها، در اصلاح شهرها و دیار خود مى کوشند، در حالى که شما، مشغول فسادید. من، چگونه مى توانم به شما اعتماد کنم، در حالى که اگر قدحى را به رسم امانت به یکى از شما بسپارم، از آن بیم دارم که دسته، یا بندِ آن قدح را برباید.

نوشته شده در تاریخ شنبه 17 دی 1390    | توسط: مخف    |    | نظرات()