نسیم بیداری

نسیم بیداری (16)

 

اولین انتقاد را خود آقای عبداللهی از بچه­ها مطرح کرد: چرا پس از برخواستن از خواب، رخت خوابتان را جمع نمی­کنید؟ از طرف بچه­ها هم انتقاداتی شد: وقت خواب کم است. اردو روزمره شده و تنوع برنامه­ها کم است.

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 31 مرداد 1390    | توسط: مخف    |    | نظرات()

نسیم بیداری

نسیم بیداری (15)

 

والیبال بچه­ها تمام شد. دو تیم بودند، دو تیم سه نفره. چه بازی­های پیشرفته­ای بود. سطح بازی بالا و امتیازات به هم نزدیک. این بار هر ست 25 تایی بود. بازی 3 به 1 تمام شد. جا به جایی مختصری هم هنگام بازی صورت گرفت که خیلی مهم نیست.

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 30 مرداد 1390    | توسط: مخف    |    | نظرات()

نسیم بیداری

نسیم بیداری (14)

 

بیدار شدند، قبل از اذان ظهر. مهدی رسولی اذان گفت و جناب باقری هم ایستاد: «الله­اکبر»،  با همان سرعت دلخواه عموم. بعد آن دیگر بیشتر بچه­ها دراز کشیده بودند. بزرگ­ترها دنبال اخبار بودند و کوچک­ترها داشتند کتاب می­خواندند.

نوشته شده در تاریخ شنبه 29 مرداد 1390    | توسط: مخف    |    | نظرات()

وی‍‍ژه شب قدر

http://www.ido.ir/myhtml/article/1387/m07/13870702081.jpg

تشنه ام این رمضان تشنه تر از هر رمضانی
شب قدر آمده تا قدر دل خویش بدانی
لیله القدر عزیزی است بیا دل بتکانیم
سهم ما چیست از این روز همین خانه تکانی

شب قدر، بهترین گاه آرایش صحیفه دل مؤمنان به زیور ذکر خداست
بیایید در این شب عزیز برای برای تعجیل در فرج مولایمان مهدی فاطمه هم دعایی بكنیم
***  التماس دعا
   ***

نوشته شده در تاریخ جمعه 28 مرداد 1390    | توسط: Arg    |    | نظرات()

نسیم بیداری

نسیم بیداری (13)

 

یک تیم از بچه ها قصد حرم کردند. آقای زرنگ ثانی و خمسه و توشه­جو، و شاید کسانی دیگر. سید و تیمش هم بعد بارگذاشتن برنج دوباره بیرون رفتند. به بچه ها هم سپردند که ساعت 2 سری به دیگ بزنید. من نزدیک پله­های دستشویی نشستم تا گزارش را بنویسم.

نوشته شده در تاریخ جمعه 28 مرداد 1390    | توسط: مخف    |    | نظرات()

چرا شب قدر، قدر نامیده می‌شود؟

http://www.asriran.com/files/fa/news/1387/6/29/98447_878.jpg


در وجه تسمیه این شب مبارك به شب قدر وجوهى را ذكر كرده اند، از آن جمله :

1. چون شب شریفى است به آن لیلة القدر مى گویند؛ یعنى شبى كه صاحب قدر و منزلت و شرافت است و از همین باب است ((و ما قدروا الله حق قدره ))(1) قدر خدا را چنان كه در خور اوست نشناختند. چنان كه عرب ها مى گویند: فلان له قدر، یعنى فلانى داراى شرافت و عظمت است .(2)

2. چون در این شب ، فرشتگان بسیارى به زمین مى آیند زمین تنگ مى گردد، لذا آنرا شب قدر نامیدند، زیرا قدر به معناى ضیق و تنگى است ؛ آیه شریفه (و من قدر علیه رزقه )(3) روزى او تنگ شده است شاهدى بر مدعاى ماست .(4)

3. یكى از معانى قدر، تقدیر و سرنوشت است و در این شب ، امور بندگان تا سال آینده مقدر مى گردد؛ و این وجه را بسیارى از مفسران از جمله علامه طباطبائى استوار دانسته اند.

تفسیر برهان از امام باقر (علیه السلام ) روایت مى كند كه :

یقدر فى لیلة القدر كل شى ء یكون ... ؛

((در شب قدر، هر امرى از امور بندگان تا شب قدر سال آینده معین مى گردد، از خیر و شر، طاعت و معصیت، ولادت و مرگ و روزى موجودات و هر آن چه در آن سال مقدر گشته حتمى است و خداوند را در آن مشیت است .)) . . .

نوشته شده در تاریخ جمعه 28 مرداد 1390    | توسط: Arg    |    | نظرات()

شب زهرا

شب زهرا

 

قدر نه گفتنی است و نه شنیدنی. قدر از جنس «و ما ادراک» است. قدر شب اسرار است و ناشناخته­ها. قدر شب زهراست...

علی (ع) نه گفتنی است و نه شنیدنی. علی (ع) از جنس «و ما ادراک» است. علی (ع) مرد اسرار است و ناشناخته­ها. علی (ع) شهید قدر است. علی (ع) جان قدر است. علی (ع) میزان قدر است. علی... علی (ع) نه گفتنی است و نه شنیدنی. علی (ع) همسر زهراست...

امام (ع) نه گفتنی است و نه شنیدنی. امام زمان (عج) از جنس «و ما ادراک» است. امام زمان (عج) گنجینه اسرار خداوندی است. امام زمان (عج) امام قدر است. امام زمان (عج) میزبان فرشتگان قدر است. امام زمان (عج) دست خدا در شب قدر است. امام زمان (عج) فرزند زهراست...

قرآن هم خواندنی است و هم شنیدنی، ولی حقیقتش نه گفتنی است و نه شنیدنی. حقیقت قرآن از جنس «و ما ادراک» است. قرآن کتاب اسرار است و ناشناخته­ها. قرآن کتاب فرود آمده بر قلب پدر زهراست...

به خداوندی­اش، به رسالت محمدی­اش، به ولایت علوی­اش، به قدر ناشناخته­ی زهرایی­اش، به حسن حسنی­اش، به شهادت حسینی­اش، به عبادت سجادی­اش، به نور علم باقری­اش، به صدق صادقی­اش، به رحمت کاظمی­اش، به رأفت رضوی­اش، به جود تقوی­اش، به هدایت نقوی­اش، به پاکی حسنی­اش، و به نزول قرآن بر قلب مهدوی­اش در شب قدر، بخوان! بخوان به همه­ی نام­ها... قدر، شب چنگ زدن به همه­ی وسائل است... چه ظرفیتی دارد قدر! قدر ظرف شناخت زهراست...

...پس بخوان به نام خدا در شب قدر. بخوان خدا را با اسمائش در شب قدر. بخوان زهرا را، باطن شب قدر. بخوان قرآن را در شب نزولش در قدر. بخوان معصومین را، به تمامه، به ظرفیت توان و وسعت قدر. بخوان دعا را، قران صاعد را در شب قدر. بخوان امام زمان (عج) را در شب تعیین قدر. بخوان صاحب عصر و زمان (عج) را به تمامی جلوه­ی عصمتش در قدر:

اللهم صل و سلم و زد و بارك علی صاحب دعوة نبویه و صولته حیدریه و العصمة فاطمیه و الحلم الحسنیه و الشجاعة الحسینیه والمواسات العباسیه و عبادة سجادیه و المعاثر الباقریه و الآثار الجعفریه و العلوم الكاظمیه و الحجج الرضویه و الجود التقویه و النقاوة النقویه و الهیبت العسكریه والغیبة الالهیه، صاحب العصر و الزمان.

 

نوشته شده در تاریخ جمعه 28 مرداد 1390    | توسط: مخف    |    | نظرات()

فضایل شب قدر برتری این شب از هزار ماه!!

http://media.farsnews.com/Media/8507/Images/jpg/A0232/A0232868.jpg

شب قدر از شب هاى با عظمت و با اهمیت سال است و دلیل فضیلت این شب بر سایر شب ها به اعتبار امورى است كه در این شب محقق مى گردد وگرنه اجزاى زمان یا مكان، درجه و رتبه وجودى شان یكى است و بین آنها تفاوتى وجود ندارد.

شب آمرزش گناهان است

در منهج الصادقین در تفسیر سوره ((قدر)) از پیامبر خدا (صلى الله علیه و آله) روایت شده كه فرمودند: ((هر كس شب قدر را احیا دارد و مومن باشد و به روز جزا اعتقاد داشته باشد، تمامى گناهانش ‍ آمرزیده مى شود.))

قلب ماه رمضان است

در روایتى مى خوانیم كه امام صادق (علیه السلام ) فرمود: ((از كتاب خدا استفاده مى شود كه شماره ماه هاى سال نزد خداوند، دوازده ماه است و سر آمد ماه ها، رمضان است و قلب ماه رمضان ، لیلة القدر است .))(1)

سرور شب هاست

پیامبر خاتم فرمود: ((لیلة القدر سیدة اللیالى ))(2) شب قدر، سرور شبهاست .

از هزار ماه بهتر است

در فرهنگ غنى اسلام ، همه امور را با معیارهاى الهى مى سنجند؛ از این رو قرآن كریم ، ابراهیم ، ((قهرمان توحید)) را یك امت مى داند و یا در مورد شب قدر در قرآن مى خوانیم : (لیلة القدر خیر من الف شهر) و در صحیفه سجادیه (دعاى 44) آمده است كه فضل لیله واحدة من لیالیه ، على لیالى الف شهر و سماها، لیلة القدر(3و4) . . .

نوشته شده در تاریخ جمعه 28 مرداد 1390    | توسط: Arg    |    | نظرات()

وظایف ما در شب‌های قدر

غسل

شب های قدر اعمال و و ظایفی دارد که در اینجا به اعمال مشترکه در این شب ها اشاره می کنیم تا کسانی که طالب خوش بختی و سعادت هستند، به انجام آنها بپردازند:

1. غسل

شست و شویى كن و آنگه به خرابات خرام

تا نگردد ز تو این دیر خراب آلوده (1)

جهت پاكیزگى جسم و صفاى روح و روان ، مستحب است(2) به نیت شب قدر و با قصد تقرب به خدا در اول آن شب ، غسل انجام شود.(3)

سید ابن طاووس در اقبال به سند خود از امام صادق (علیه السلام ) روایت مى كند كه پیامبر (صلى الله علیه و آله) در دهه آخر ماه رمضان هر شب غسل مى كرد.(4)

2. احیا و شب زنده دارى

حضرت باقر العلوم (علیه السلام ) به نقل از آباء كرامش نقل مى كند:

((رسول خدا (صلى الله علیه و آله) نهى كرد كه از شب بیست و یكم و شب بیست و سوم ، غفلت شود و نهى كرد كه كسى در آن شب بخوابد.))(5) . . .

نوشته شده در تاریخ جمعه 28 مرداد 1390    | توسط: Arg    |    | نظرات()

تربیت اولیه علی (ع)

امام علی (ع)

و قد علمتم موضعى من رسول الله (ص) بالقرابة القریبة و المنزلة الخصیصة،و ضعنى فى حجره و انا ولید،یضمنى الى صدره و یكنفنى فى فراشه...

(نهج البلاغه خطبه قاصعه)

ابوطالب پدر على علیه السلام در میان قریش بسیار بزرگ و محترم بود،او در تربیت فرزندان خود دقت وافى نموده و آنها را با تقوى و با فضیلت بار میآورد و از كودكى فنون سوارى و كشتى و تیر اندازى را برسم عرب بآنها تعلیم میداد.

چون پیغمبر اكرم صلى الله علیه و آله و سلم در كودكى از داشتن پدر محروم شده بود لذا آنجناب تحت كفالت جد خود عبدالمطلب قرار گرفته بود و پس از فوت عبدالمطلب فرزندش ابوطالب برادر زاده خود را در دامن پر عطوفت خود بزرگ نمود.

فاطمه بنت اسد مادر على علیه السلام و زوجه ابوطالب نیز براى نبى اكرم صلى الله علیه و آله و سلم مانند مادرى مهربان دلسوزى كامل داشت بطوریكه در هنگام فوت فاطمه رسول اكرم صلى الله علیه و آله نیز مانند على علیه السلام بسیار متأثر و متألم بود و شخصا بر جنازه او نماز گزارد و پیراهن خود را بر وى پوشانید.

چون نبى گرامى در خانه عموى خود ابوطالب بزرگ شد بپاس احترام و بمنظور تشكر و قدردانى از فداكاریهاى عموى خود در صدد بود كه بنحوى ازانحاء و بنا بوظیفه حقشناسى كمك و مساعدتى بعموى مهربان خود نموده باشد.

اتفاقا در آن موقع كه على علیه السلام وارد ششمین سال زندگانى خود شده بود قحطى عظیمى در مكه پدیدار شد و چون ابوطالب مرد عیالمند بوده و اداره هزینه یك خانواده پر جمعیت در سال قحطى خالى از اشكال نبود لذا پیغمبر صلى الله علیه و آله و سلم على علیه السلام را كه دوران رضاع و كودكى را گذرانیده و در سن شش سالگى بود جهت تكفل معاش از پدرش ابوطالب گرفته و بدین بهانه او را تحت تربیت و قیمومت خود قرار داد و بهمان ترتیب كه پیغمبر صلى الله علیه و آله و سلم در پناه عم خود ابوطالب و زوجه وى فاطمه زندگى میكرد پیغمبر و زوجه‏اش خدیجه نیز براى على علیه السلام بمنزله پدر و مادر مهربانى بودند . . .

نوشته شده در تاریخ جمعه 28 مرداد 1390    | توسط: Arg    |    | نظرات()

سبب دوستی و محبت علی در دل ها چیست؟

http://up.iranblog.com/Files4/d22deabf44644b469cc6.JPG

رمز محبت را هنوز کسی کشف نکرده است،یعنی نمی توان آنرا فرموله کرد و گفت اگر چنین شد چنان می شود و اگر چنان شد چنین می شود، ولی البته رمزی دارد. چیزی در محبوب هست که برای محب از نظر زیبایی خیره کننده است و او را به سوی خود می کشد. جاذبه و محبت در درجات بالا «عشق» نامیده می شود. علی محبوب دل ها و معشوق انسانهاست، چرا؟ و در چه جهت؟ فوق العادگی علی در چیست که عشق ها را بر انگیخته و دل ها را به خود شیفته ساخته و رنگ حیات جاودانی گرفته است و برای همیشه زنده است؟ چرا دل ها همه خود را با او آشنا می بینند و اصلا او را مرده احساس نمی کنند بلکه زنده می یابند؟

مسلما ملاک دوستی او جسم او نیست، زیرا جسم او اکنون در بین ما نیست و ما آن را احساس نکرده ایم. و باز محبت علی از نوع قهرمان دوستی که در همه ملت ها وجود دارد نیست. هم اشتباه است که بگوییم محبت علی از راه محبت فضیلتهای اخلاقی و انسانی است و حب علی حب انسانیت است. درست است علی مظهر انسان کامل بود و درست است که انسان نمونه های عالی انسانیت را دوست می دارد اما اگر علی همه این فضایل انسانی را که داشت می داشت: آن حکمت و آن علم، آن! 284 فداکاری ها و از خود گذشتگی ها، آن تواضع و فروتنی، آن ادب، آن مهربانی و عطوفت،آن ضعیف [نوازی]، آن عدالت، آن آزادگی و آزادیخواهی، آن احترام به انسان،آن ایثار،آن شجاعت،آن مروت و مردانگی نسبت به دشمن، و به قول مولوی:

در شجاعت شیر ربانیستی               در مروت خود که داند کیستی؟

آن سخا و جود و کرم و...اگر علی همه اینها را که داشت می داشت اما رنگ الهی نمی داشت، مسلما این قدر که امروز عاطفه انگیز و محبت خیز است نبود.

علی از آن نظر محبوب است که پیوند الهی دارد.دلهای ما به طور نا خود آگاه در اعماق خویش با حق سر و سر و پیوستگی دارد، و چون علی را آیت بزرگ حق و مظهر صفات حق می یابند به او عشق می ورزند. در حقیقت پشتوانه عشق علی پیوند جانها با حضرت حق است که برای همیشه در فطرت ها نهاده شده، و چون فطرت ها جاودانی است مهر علی نیز جاودان است. . .

نوشته شده در تاریخ جمعه 28 مرداد 1390    | توسط: Arg    |    | نظرات()

آخرین روزهای زندگی امام علی(ع)

http://www.toppatogh.com/uploaded/3157c9945f3ac85d5a8698d8af7cf278.jpg


یک حادثه ای مربوط به امیرالمؤمنین علی علیه السلام است که نقل کرده اند در روز سیزدهم ماه مبارک رمضان رخ داده است و آن این است که در روز سیزدهم ماه رمضان - و ظاهراً آن روز، روز جمعه بوده است - ایشان موعظه می کردند و خطبه می خواندند، برای مردم صحبت می کردند و مردم در مسجد نشسته بودند و از جمله کسانی که در مسجد نشسته بودند دو فرزند بزرگوارشان امام حسن و امام حسین علیهما السلام بودند. یک مرتبه وسط صحبت خطاب می کنند به امام حسن، می فرمایند فرزندم حسن! چند روز از این ماه گذشته است؟ عرض می کند پدرجان! سیزده روز (معلوم است که مطلبی را می خواهد بگوید، خودش بهتر از دیگران می داند چند روز گذشته است). باز به امام حسین می فرماید: فرزندم! چند روز از این ماه مانده است؟ پدر جان ! هفده روز. آنگاه دستی به محاسن مبارکش می برد و می فرماید چیزی نمانده است که این محاسن به خون این سر خضاب بشود.

امیرالمؤمنین علی علیه السلام در این ماه مبارک رمضان به طور اشاره و کنایه و گاهی صریح ولی بدون اینکه جزئیات و خصوصیات و وقت (حادثه شهات خود) را دقیقاً تعیین بفرماید یک حالتی را نشان می داد که نگرانی کلی برای همه و در درجه اول برای خاندان ایشان به وجود آورده بود. . .

نوشته شده در تاریخ جمعه 28 مرداد 1390    | توسط: Arg    |    | نظرات()

نسیم بیداری

نسیم بیداری (12)

 

نوجوانان که بیکار شدند، شروع به بالاپایین پریدن و ورجه ­وورجه کردن نمودند! خسته نباشند. بعضاً این حرکات ناخنکی به دعوا می زد وکدورتی پدید می­آورد.

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 27 مرداد 1390    | توسط: مخف    |    | نظرات()

برخورد تلخ ناجا با آمر به معروف و ناهی از منکر

برخورد تلخ ناجا با آمر به معروف و ناهی از منکر

 

به گزارش خبرنگار مشرق، دوشنبه شب (24 مرداد) یکی از جوانان بسیجی ساکن خیابان شهید کلاهدوز و از اعضای ناحیه شهید مفتح در حال مراجعت از مراسم هیات، در حوالی خیابان میرداماد با چند خانم که وضع نامناسب ظاهری داشتند برخورد می کند. شاهین میرزایی که همراه دوست خود بوده، پس از مشاهده این افراد به طرف آنها رفته و یکی از این بانوان را مورد امر به معروف و نهی از منکر قرار می دهد. در همین حین یکی از گشت های کلانتری گاندی در محل حضور پیدا کرده و اقدام به پرس و جو از این جوان بسیجی می کند. این جوان بسیجی نیز با بیان اینکه قصد امر به معروف داشته خواستار انتقال خانم بدحجاب به کلانتری می شود. بنابر این گزارش، مامور کلانتری گاندی در کمال ناباوری این دو جوان را به اتهام مزاحمت برای نوامیس بازداشت و به کلانتری انتقال می دهد. در محل کلانتری نیز به دو جوان اعلام می کنند که این خانم از شما شکایت کرده و پرونده شما به آگاهی ارجاع می شود.

پدر شاهین میرزایی در گفت و گویی که در این زمینه با خبرنگار مشرق داشت گفت: روز بعد از دستگیری فرزندم وقتی به محل پایگاه آگاهی مراجعه کردم دیدم که به فرزندم و دوستش پابند فلزی زده اند و دستان این دو جوان بسیجی را با دستبند به یکدیگر بسته اند به گونه ای که انگار دو قاتل را دستگیر کرده اند. همچنین پدر شاهین میرزایی اعلام کرد که فرزندش و دوست او، به شدت مورد ضرب و جرح قرار گرفته اند. گفتنی است بازپرس این پرونده نیز پس از تفهیم اتهام و بعد از اینکه دو جوان اظهار کرده اند که قصد امر به معروف داشته اند، به آنها گفته "شما حق ندارید امر به معروف کنید، مگر مملکت نیروی انتظامی ندارد؟" با توجه به اتفاقات اخیر و تاکید همه جانبه مسوولان به حمایت از آمرین به معروف و ناهیان از منکر، اینگونه برخورد های تلخ با جوانانی که قصدی جز ارشاد نداشتند بسیار تلخ و باور نکردنی است.

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 26 مرداد 1390    | توسط: مخف    |    | نظرات()

پاسخ روایی و تاریخی به ادعای بی‌اساس كلهر در مورد چادر مشكی

http://basir-news.com/wp-content/uploads/2011/06/4vpcx7c.jpg

انتشار ویژه‌نامه موهن روزنامه ایران در ابتدای هفته جاری واكنش‌های زیادی در میان مراجع تقلید، علما، نمایندگان مجلس، صاحب‌نظران فرهنگی و مذهبی در پی داشت و علاوه بر موج محكومیت‌ها، مرجع قضایی و هیئت نظارت بر مطبوعات نیز این تخلف را محرز دانسته و با اعلام جرم، پرونده این روزنامه را به دادگاه فرستادند.

به گزارش رجانیوز، اما گردانندگان روزنامه ایران كه اكنون این رسانه متعلق به بیت‌المال را به بولتن جریان انحرافی و بازتاب دهنده پچ پچ‌های محفلی خود تبدیل كرده‌اند، به‌جای عذرخواهی از مردم و جبران این خطا، علاوه بر توجیه‌گری به منتقدان كه طیف وسیعی را از جمله مراجع و علما شامل می‌شوند حمله كرده و آن‌ها را اقتدارگرا یا افرادی كه تحت تأثیر رسانه‌های اقتدارگرا هستند، می‌خوانند كه مطالب این نشریه را نخوانده اما بر اثر این جوسازی‌ها، موضع‌گیری می‌كنند.

در عین حال، فارغ از زمینه‌های بروز این ماجرا و انتشار نشریه 260 صفحه‌ای رنگی با كاغذ كلاسه و تیتراژ چند صد هزار نسخه‌ای برای ترویج دیدگاه‌های اباحه‌گرانه جریان نفوذی در حوزه مسائل فرهنگی و توهین به قشر متدین جامعه، كه رجانیوز دو روز پیش به بررسی آن پرداخت و پیشنهادهایی به مجلس و قوه قضائیه برای جلوگیری از تكرار این موارد و سوء استفاده از رسانه‌هایی كه باید در خدمت اهداف نظام باشند، ارائه داد، برخی كاربران با یادآوری اینكه اظهارات سخیف مهدی كلهر در مورد پوشش چادر، القای یك شبهه است، خواستار بیان پاسخ به آن‌ها شدند.

كلهر در این گفت‌وگو با بیان اینكه پوشش چادر در دوره قبل از ناصرالدین شاه با بعد از فرنگ رفتن وی متفاوت بوده، می‌گوید: «چادر هم در ایران كرباس بوده. رنگ‌های آن هم كرم و قهوه‌ای و آبی روشن بوده كه با لاجورد درست می‌شده. راه راه بوده و هنوز هم ما این اصطلاح چادر شب رختخوابی را داریم. اصولاً در چادر در زبان فارسی نه چندان گذشته به معنی پوشش بوده است، به همین جهت به خیمه نیز چادر می‌گوییم.»

وی در پاسخ به این سؤال كه "چادر مشكی كی وارد ایران می‌شود؟"، می‌افزاید: «از سفرهای اروپایی ناصرالدین شاه. شب كه به مجالس عیاشی در اروپا می‌رفت، می‌دید آنجا لباس مردها مشكی است، كلاه سیلندری مردها مشكی است و زن‌ها هم با لباس مشكی می‌آیند. این به نظرش آمد كه یك نوع سنگینی و وقار دارد وگرنه در اسلام به صراحت از حضرت رسول(ص) داریم كه لباس تیره پوشیدن مكروه است. این رنگ مشكی متكبرانه را ناصرالدین شاه آورد. خدا لعنتش كند. همین‌جور آتش به قبرش ببارد. خیلی مرد ملعونی است، برخلاف آنچه در تواریخ می‌نویسند، مردی عیاش، بی‌عرضه و سخت خودخواه بود. شاید بتوان گفت كه بدترین پادشاه قاجاریه هم اوست.»

در ادامه مصاحبه‌كننده می‌پرسد كه "پس چرا برخی از مورخین از او طرفداری می‌كنند"، می‌گوید: «اشتباه می‌كنند. اصلاً‌ قاجاریه نكبت‌ترین سلسله در تاریخ تمدنی ماست. در این تردید نكنید، آن چیزی كه ناصرالدین شاه از آنجا آورد، این بود، سرداری داخلی كه تن رجال بود را مشكی كرد و چادر مشكی را هم به زنان درباری توصیه كرد. حجاب را برنداشت ولی چادر مشكی را توصیه كرد. این چادر مشكی تا همین بعد از انقلاب پارچه‌ای داشت كه از فرانسه و انگلیس می‌آمد به‌نام كرپ‌دوشین. اصلاً اسم این پارچه معلوم است كه فرانسوی است...»

كلهر همچنین می‌گوید: «از لحاظ فلسفه‌ی حجاب كه در قرآن آمده كه زن خودش را در مقابل تیر نگاه مردان هیز قرار ندهد، قطعاً‌چادر مشكی بدترین پوشش است، چون چهره زن را قاب می‌كند، یعنی نگاه را به چهره زن متمركز می‌كند.»

اگرچه روز گذشته خسرو معتضد مورخ، اظهارات كلهر را مزخرف خواند و توضیح داد كه چادر از دوره هخامنشیان در ایران سابقه دارد و ناصرالدین شاه پس از سفر فرنگ لباس بالرین‌های مجالس عیاشی را به ایران آورد كه شلوارهای چسبان و نازكی بود اما برای رفع این شبهه مراجعه به برخی از اسناد روایی و تاریخی نیز مفید است.

حجت‌الاسلام ابوالحسنی (منذر) در كتاب "سیاه‌پوش در سوگ ائمه نور" با استناد به كتاب‌هایی از جمله "یادداشت‌هایی در زمینه‌ فرهنگ و تاریخ" اثر دكتر غلامحسین یوسفی، "تفسیر المیزان" علامه طباطبایی، "حجاب در اسلام" نوشته احمد محسنی، "زیور عفاف پاسخ به اشكالات و شبهات وارده بر حجاب اسلامی" اثر ستار هدایت‌خواه و "تفسیر كشاف" زمخشری می‌نویسد:

. . .

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 26 مرداد 1390    | توسط: Arg    |    | نظرات()
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic