سبک زندگی و گردن باریک ولی!

سبک زندگی و گردن باریک ولی!

 

رسول خدا (ص) بعد از احد، در پی تهدید دوباره­ی مکیان، فراخوان جهاد دادند. شرط عجیبی هم داشت. شرط حضرت این بود که فقط شرکت کنندگان در احد حق دارند در این غزوه حاضر شوند! حضرت یک عده دست و پا شکسته و درب و داغان را برداشت و با خود برد! البته نبردی در نگرفت و خدا شر دار و دسته ابوسفیان را از شر مسلمانان کم کرد. ولی آنچه مهم است، احساس عجیب شرکت کنندگان می باشد. در نهایت غم و احساس شکست و ضربه­ی مادی، باید برای جهاد آماده می­شدند. واقعا دست به قبضه­ی شمشیر بردن سخت بود.

این را که گفتم، هیچ ربطی به من نداشت. ما کجا و مجاهدان کجا؟ اصلا مقایسه­اش هم غلط است. ولی خب، مقایسه­ی شرایط که اشکال ندارد. گاهی اوقات، قلم دست گرفتن، همچنین نیردی می شود. هیچ آمادگی وجود ندارد و چاره ای هم جز نوشتن نیست.

داشتم «پارک ملت» را می دیدم. همین برنامه شبکه یک را می گویم! برنامه در پی معرفی سبک زندگی است. بحثی که در میان اداره کنندگان جهان، داغ تر از آن وجود ندارد. حتی این دعوا به داخل هم کشیده شده است. یک طرف سبک زندگی انقلاب اسلامی که احیا کننده سبک زندگی مجاهدان است. و یک طرف سبک زندگی علم زده غربی، که میراننده اسلام است؛ البته ناخودآگاه. این برنامه سبک زندگی را دنبال می کند. و نا گفته معلوم است که کدام سبک را دنبال می کند! این موقع ها نوشتن خیلی سخت می شود.

گاهی وقتها، نوشتن بسیار سخت می شود. وقتی که مجبوری بدون ذره ای آمادگی بنویسی. از قبل هیچ فکر نکرده ای، خالی خالی. و بحث هم، مهم ترین بحث روز دنیاست! چه می شود آن نوشته؟!! با این همه، این مشکل را می شود حل کرد. اگر نویسنده بر خلاف بنده، چون مجاهدان پای رکاب نبی (ص) باشد، وعده پیروزی خدا محقق می شود و قلم می نویسد آنچه که باید بنوسد را. مشکل آنجاست که نبرد با کفار نباشد، با منافقین باشد... نوشتن این جمله ای که خواهم آورد، خیلی سخت است و هزاران ملامت به دنبال خواهد داشت. ولی چه کنم که منافق از دیدگاه قرآن، داداش مسعود و آبجی مریم نیستند. بر خلاف تصور اکثر ما، عبد الله بن ابی هم نیست... پس جمله را می گویم؛ با اتکا به قرآن.

...

دیگر نمی توان نوشت. نوشتن از نفاق باید از جنس روشنگری باشد و روشنگری در چند خط عملی نیست! اما من که می دانم نفاق قرآنی چیست. چطور نگویم؟ ردخور ندارد که برنامه «پارک ملت»، سبک زندگی مجاهدانه را تبلیغ نمی­کند. هر که می خواهد بدش بیاید. آخرت که شوخی ندارد تا برای خوش آمد کسی، چوب حراج بر آن بزنم! البته این به معنی انگ زدن به مجری، تهیه کننده یا همه­ی مدعوین نیست. خود حجۀ الاسلام شهاب مرادی، از عناصر مخلص و درست درمان قضیه است. مجری هم ایرادی ندارد. اما برنامه که فقط این دو نفر نیستند. چند عنصر خطرناک در برنامه حضور دارند که اتفاقا قدرتمند هم می­باشند. نمی توانم اسم بیاورم. یکی دکتری است علم­پرست، که همه­چیز را از دریچه­ی علم می­نگرد. یک انسان دانشگاهی محض، که تمام تفکراتش بر مبنای فکر غربی و تجربه­گرایی محض علمی بنا شده است. البته علاقه هایی هم به سنت دارد! متأسفانه درباره همه چیز نظر می­دهد. یکی هم روزنامه نگاری کاملا لیبرال، که پایه اندیشه اش بر تساهل و تسامح و اباحه گری در نظر است. و همین طور بسیاری از گزارشات میان برنامه و مدعوین دیگر.

فقط نمی دانم در این میان، چگونه باید غربت ولی را فریاد کرد! اکثر آدم هایشان در بهترین حالت، سنت­گرا هستند و نه دین­گرا! و چه خطری بالاتر از این که همان­ها، علاقه مند به دین هم هستند؟ نمی دانم در این میان، چگونه باید غربت ولی را فریاد کرد! مانند کودکی می مانم که می خواهد با سنگی، به نبرد عمرو بن عبدود برود... چه می شود!

به حال داود میرباقری غبطه می خورم! با «مختارنامه»اش، چه دفاعی کرد از ولایت... دست ما کوتاه و خرما بر نخیل! فعلا که رسانه ملی هم تحت قبضه جریانی نان به نرخ روز خور و به شدت چاق و فربه است. خواصی اینچنین در تاریخ کم نبوده اند. همان ها که سر بزنگاه، مسیر تاریخ را عوض کرده اند...

-        بس است نویسنده! این کفریات چیست که می گویی؟ این ها تصورات باطل تو از قرآن است. مگر می شود در سازمانی که حضرت آقا رئیسش را انتخاب می کند، غیر اسلام چیزی جاری باشد؟ سریع توبه کن که به مومنین تهمت زده ای. در این سازمان، همه سینه چاک رهبری هستند! اصلا هم به تو ربطی ندارد که واکنش بدنه سازمان را در ماجرای سال 88 وارسی کنی تا بفهمی چند نفرشان باور داشتند که جمهوری اسلامی تقلب نمی کند. مگر تو مفتشی؟ سریع برو توبه کن، وگرنه باید شلاق بخوری.

...

... ...

شما نخوانید. می خواهم چند کلمه با خدا صحبت کنم: «چه کنم؟ هرچه گفتم تکذیب کنم، یا سینه را سپر برچسب ها و انگ ها نمایم؟ خدایا!! ...»

جواب خدا: «...»

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 10 مرداد 1390    | توسط: مخف    |    | نظرات()

مدیریت زمان (12)

 

مدیریت زمان (12)

کتاب خوان بودن

 مدیریت در شرایط کنونی جامعه، ابعاد بیشتری یافته و پیچیدگی زیادی پیدا کرده است. به همین دلیل مدیریت بدون افزایش وسعت آگاهی و نیز عمیق شدن تفکر مدیر سخت شده است. این مسئله نیازی را ایجاد کرده که مدیر باید به برطرف کردن آن بپردازد. افزایش وسعت آگاهی به روش­های متنوعی قابل انجام است اما عمق بخشیدن به اندیشه الزامات خاص خود را دارد. عامل اصلی این عمق بخشی، خود تفکر است. استمرار در فکر کردن باعث عمیق شدن فکر می­شود. آنچه که بستر مناسب جهت استمرار در تفکر را ایجاد می­کند، اهل مطالعه و کتاب بودن است. این جمله بدان معنی نیست که افرادی نمی­توانند بدون مطالعه مستمر چنین خصوصیتی پیدا کنند. ممکن است ولی بسیار سخت و همراه با مشکلات فراوانی است. در ضمن باید خاطر نشان کرد که تأثیر این خصوصیت در مدیریت یک مجموعه بسیار بیشتر دیده می­شود تا مدیریت زمان.

نوشته شده در تاریخ جمعه 29 بهمن 1389    | توسط: مخف    |    | نظرات()

مدیریت زمان (11)

 

مدیریت زمان (11)

ثبت دقیق برنامه ها

گاهی اوقات مشکلات و موانع پیش­آمده در مسیر مدیریت، ناشی از عدم توجه به چیزهایی است که در نگاه عموم کم­ارزش تلقی می­شوند. یکی از مهم­ترین آنها «نظم» است. نظم اثر بسیار مهمی در مدیریت دارد و کارها را پیش می­برد. چنان اهمیتی دارد که در وصیت­نامه امیرالمومنین (ع) از اولین موارد مورد تأکید ایشان است.

نظم شعبه­ها و روش­های اجرای زیادی دارد که اهمیت و اثر برخی بسیار زیاد است. یک نکته خیلی مهم در رعایت نظم، «ثبت دقیق برنامه­ها» است. وجود دفتری که تمام موارد در آن ثبت شود، کمک زیادی به مدیر در انجام کارها می­کند. بعضی موارد جهت ثبت در دفتر، برای همه افراد مشترک بوده و بعضی دیگر بسته به روحیات و شرایط زندگانی هر فرد اختصاصی هستند. چه در مدیریت زمان و چه در مدیریت یک مجموعه، این نکته مهم باید رعایت شود.

 

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 27 بهمن 1389    | توسط: مخف    |    | نظرات()

مدیریت زمان (10)

 

مدیریت زمان (10)

مشاوره گرفتن

در مدیریت زمان یا مجموعه بر اساس نظر اسلام، ظرائفی وجود دارد که توجه نکردن به آنها ممکن است مشکلاتی را به وجود بیاورد. یکی از مسائل معمول مورد ابتلا کم بودن میزان مشورت­گیری افراد است. وجود اقدامات انقلابی متعدد و نیز خلاقیت بالا در این طیف از مدیران و در نتیجه شاخص شدن ایشان در میان مدیریت­های معمول موجود در اجتماع باعث می­شود که بعضی از ایشان، از دیگران غافل شده و بیش از حد بر دانایی و توانایی خود تکیه نمایند. اگر این احساس درونی، در ابتدای رشد و نمو، شناسایی نشده و کنار گذاشته نشود، می­تواند فرد را به نوعی استقلال و استغنای از مشورت با دیگران و خودرآیی مبتلا سازد. در صورت وقوع چنین اتفاقی بسیاری از ثمرات مثبت این سبک از مدیریت از بین رفته و حتی ضررهایی درخور توجه نیز ایجاد می­شوند. بنابراین افراد، هم در برنامه­ریزی برای زندگی و هم در اجرای برنامه باید با افراد مختلف به مشورت پرداخته و از نظرات دیگران استفاده نمایند. در برنامه­ریزی جمعی و مدیریت یک مجموعه نیز این مسئله صادق بوده و مشورت نیازی همیشگی در اجرای برنامه­ها می­باشد.

 

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 25 بهمن 1389    | توسط: مخف    |    | نظرات()

مدیریت زمان (9)

 

مدیریت زمان (9)

به کاربردن خلاقیت

در مدیریت اسلامی، همواره مسائل و مشکلاتی وجود دارد که فرد باید آنها را حل کند. این مشکلات به طور معمول دو منشأ دارند. اول اینکه مدیریت اسلامی با تازه­ها روبه­روست و در چهارچوب کلیشه­ها و روزمرگی­ها گیر نمی­کند. همین امر باعث می­شود که برخی مسائل برای اولین بار پیدا شود بدون آنکه راه­حل آماده بسته­بندی شده مشخصی داشته باشد. بنابراین فرد باید به فکر حل مسئله باشد، با همه قیدها و محدودیت­ها. منشأ دوم مشکلات وقوع حوادث پیش­بینی نشده است. در بسیاری از موارد، مسائل برای بار اول پیش نیامده و در مکان­ها و زمان­های مختلفی مشاهده و حل شده­اند. ولی مشکل زمانی پیش می­آید که راه­حل منتخب، به هر دلیلی، به طور کامل به اجرا در نیامده و هدف از دسترس دور می­شود. اینجاست که مدیر باید برای حل مشکل پیش آمده چاره­اندیشی نماید.

این مشکلات هم در برنامه­ریزی فردی خودنمایی می­کنند و هم در برنامه­ریزی جمعی. گاهی اوقات در مدیریت زمان زندگی، مسائل تازه­ای برای فرد پیدا می­شود یا اینکه برنامه طبق پیش­بینی­ها اجرا نمی­گردد و اختلال به­وجود می­آید. گاهی هم در مدیریت یک مجموعه، مدیر با یک مسئله نو یا یک مشکل ناشی از عدم اجرای صحیح برنامه­ها، مواجه می­شود. در هر دو بعد هدف فرد، حل مسئله یا رفع مشکل در جهت اجرای صحیح برنامه است. برای حل مسئله موارد زیادی وجود دارد که باید مطرح شود. برخی مربوط به عموم مسائل است و بعضی دیگر مختص برخی مسائل خاص. اما یک نکته بسیار کلیدی برای حل مسائل مطرح می­شود و آن «خلاقیت» است. نوآوری و گشودن راهی تازه در برابر مسئله، بزرگترین اهرم فرد در حل مشکلات پیش­آمده می­باشد. در بسیاری از موارد، این عامل چنان موثر بوده است که در غیاب موارد دیگر هم، باز مسئله حل و مشکل رفع گردیده است.

در کتاب خاطرات شهید نظرنژاد آمده است که در کربلای 5، لشکر 5 نصر وظیفه آزادسازی شهرک دوعیجی را به عهده داشت. اما سنگینی عملیات به قدری بود که چندین روز درگیری پرفشار هم منتج به تصرف شهرک نشده بود. هیچ راهی جواب نداده و همه زمین­گیر شده بودند. این بن­بست ادامه داشت تا اینکه یک روز، خود شهید نظرنژاد به همراه بیسیم­چی­اش سوار بر موتور می­شوند و به سرعت داخل شهرک می­گردند. فرمانده تیپ 7، مستقر در شهرک را می­گیرند و چند نفر دیگر را هم می­زنند؛ و بدین ترتیب، کار ظاهراً ناممکن را عملی می­کنند!

اینکه خلاقیت چیست و در چه بستری رشد می­کند، بماند بر عهده خودتان. ولی خیلی کوتاه باید گفت که آنچه که کارایی خلاقیت را تضمین می­کند، وجود اصولی است که مبنای نوآوری­ها و مرزشکنی­ها را مشخص می­نماید و به تصمیم­گیری­ها نظم می­دهد.

 

نوشته شده در تاریخ شنبه 23 بهمن 1389    | توسط: مخف    |    | نظرات()

مدیریت زمان (8)

 

مدیریت زمان (8)

تصمیم گیری عاقلانه

گفته شد که یکی از اجزاء اصلی مدیریت در اسلام، اقدام انقلابی است. اما باید توجه داشت که اقدام انقلابی می­تواند در بسیاری از موارد همراه با یک آفت بزرگ باشد؛ «تصمیمات نسنجیده». یعنی به جای آنکه عرصه عمل فرد از فوت وقت و هدر دادن فرصت خالی شود، عرصه تفکر و تصمیم­گیری با تعجیل همراه می­گردد. این در حالی است که تفکر و تصمیم­گیری، نیاز به تعمق و نگاه کلی به موضوع دارد. و این همان چیزی است که در صورت تعجیل و شتاب­زدگی از بین می­رود. پس اقدام انقلابی حتماً باید با تصمیم­گیری عاقلانه همراه باشد. شهید حسین علم­الهدی صحبتیی به­یادماندی و زیبا دارد که خلاصه گفته­های ما در شماره قبل و این شماره است. سخنی به این مضمون که «ما عاقلانه تصمیم می­گیریم و عاشقانه عمل می­کنیم»!

در مدیریت یک مجموعه تصمیمات باید با توجه به ابعاد گوناگون گرفته شده باشد، به خصوص که یک مدیر همیشه و در همه شرایط با «انسان»ها طرف است. موجودات پیچیده و ذوابعادی که تصمیم گرفتن در مورد آنها نیازمند شناختی عمیق و دقیق است. از این روست که شتاب­زدگی در تصمیم، می­تواند عواقب بدی برای مدیر به دنبال داشته باشد. نه تنها در مدیریت یک مجموعه، بلکه در مدیریت زمان زندگی خود نیز این نکته حائز اهمیت است. چراکه ما، یا بسیاری از ابعاد وجود خویش را نمی­شناسیم و یا ناقص می­شناسیم. از این رو هنگام تصمیم­گیری باید دقتی زیاد و زمانی کافی صرف کنیم. اما اگر فرآیند تصمیم­گیری را در زمان کافی و با دقت بالا انجام دادیم و به تصمیمی رسیدیم، دیگر جای درنگ نیست. باید که «به عقل اعتماد کنیم و به صورتی انقلابی، وظیفه خود را انجام دهیم»!!

 

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 21 بهمن 1389    | توسط: مخف    |    | نظرات()

مدیریت زمان (7)

 

مدیریت زمان (7)

اقدام انقلابی

موارد مظرح شده درباره تغییر تدریجی زمان و مداومت حضور ممکن است این اشتباه را به وجود بیاورد که مدیریت اسلامی نیز چون دیگر مدیریت­ها دچار روزمرگی می­باشد. البته اصطلاح مطرح در آن مدیریت­ها به پایداری رسیدن مدیریت و ثبات در تصمیم­گیری است. اما در دیدگاه اسلام، مدیریت پایدار ملازم با روتین کار کردن و طبق پیش­بینی عمل کردن نیست. در اسلام در عین حال که برنامه به صورت تدریجی تغییر می­کند و حضور مداوم مدیر وجود دارد اقدامات مدیر، انقلابی و بدون کوچک­ترین فوت وقت خواهد بود. این انقلابی بودن هم درمورد زمان صدق می­کند، هم در مورد مکان و هم در مورد شرایط.

مهم آن است که مدیر محاسبات مادی نداشته و مدیریت را بر محاسبات الهی اتکا دهد. وقتی وظیفه انجام یک کار است، نه جمع و تفریق امکانات و نیرو مبنای تصمیم­گیری نهایی هستند و نه تقسیم­بندی زمان محدود در اختیار، عامل تصمیم راجع به فعالیت­هاست. در هر شرایطی اقدام انقلابی با تکیه بر وعده­های الهی، مبنای اصلی کار و فعالیت است.

در حوزه زمان اقدام انقلابی بدین معنی است که کار باید در همان لحظه تصمیم­گیری و در صورت عدم وجود شرایط مساعد در اولین فرصت انجام شود. در مدیریت­های معمول، این مسئله بسیار مغفول است و اقدامات به زمان­های مناسب موکول می­شود؛ زمان­هایی که معلوم نیست کی تشریف می­آورند! نمونه درخشان این مورد، تصمیم به انجام عملیات کربلای 5 در کمتر از یک ماه، بعد از انجام عملیات لورفته کربلای 4 است. در بعد مکان نیز همین­گونه است. کار باید در موقعیت دردسترس انجام شود. اگر هم شرایط تنگنا حکم­فرماست، در نزدیک­ترین مکان ممکن کار را انجام داد. باید توجه نمود که بسیاری از کارها، نیاز به دست و پا کردن جای جدید ندارند و به راحتی می­توانند با امکانات دراختیارِ مدیر انجام شوند. حضرت رسول (ص) و امیرالمونین (ع) در همان مسجد، مدیریت کل جهان اسلام را به عهده داشتند. شرایط هم چنین حالتی دارند. نیروی متخصص موجود و امکانات و ابزار دردسترس باید برای انجام کار مورد استفاده قرار بگیرند. در انتظار امکانات و نیرو نشستن، امکانات و نیرو خلق نخواهد کرد! طرح حاج احمد متوسلیان در عملیات فتح المبین برای از کار انداختن توپخانه دشمن در عمق 24 کیلومتری خاک دشمن در شرایط نبود آتش قوی در ایران، نمونه­ای از این مورد است.

همان­طور که دیده شد مهم­ترین عامل دوری مدیران از اقدامات انقلابی، باور نداشتن به لزوم اقدام انقلابی است. در صورتی که اعتقاد به کمک خدای متعال وجود داشته باشد، کمتر محدودیتی برای یک مدیر وجود خواهد داشت.

 

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 19 بهمن 1389    | توسط: مخف    |    | نظرات()

مدیریت زمان (6)

مدیریت زمان (6)

مداومت حضور

پس از شروع تغییر در برنامه زندگی، یکی از عوامل اصلی موفقیت در عرصه مدیریت یک جمع و نیز مدیریت زمان، مداومت حضور است. مداومت حضور چیز پیچیده­ای نیست که نیاز به توضیح داشته باشد، اما بدین دلیل که مورد غفلت اکثر افراد قرار می­گیرد، نیاز مبرم به تذکر و تأکید احساس می­شود. اگر مدیریت عده­ای برای انجام یک کار به­خصوص به شما واگذار شده است، باید این نکته را توجه داشته باشید که با همه فکر کردن­ها و بنامه­ریزی­ها، بدون حضور شما در عرصه فعالیت کار انجام نخواهد شد. و یا حداقل درست انجام نخواهد شد. اعضایی که کار را انجام می­دهند، باید حضور مدیر را حین انجام کار حس کنند. چرا که مدیریت افراد نیز بخشی از کار است. فلذا عدم حضور مدیر به معنی ناقص ماندن بخش مهمی از عوامل ایحاد کار می­باشد. بسیاری از بسیجی­های دوران دفاع مقدس، یکی از عوامل اصلی کسب پیروزی­های آن زمان را حضور فرماندهان گردان­ها و حتی تیپ و لشکرها در شب عملیات، در خط مقدم جنگ می­دانند و در کتب مختلف به ان اشاره کرده­اند.

در مدیریت زمان نیز این مسئله وجود دارد. یعنی فرد باید در زمان حضور داشته باشد و مواظب کارهای روز و نحوه سپری شدن زمان باشد. این که طول روز را با بی­خیالی و بی­تفاوتی بگذرانیم و تنها به محاسبه آخر روز دل خوش داریم، در انجام کامل برنامه زندگی موفق نخواهیم بود. در احادیث معصومین و آیات قرآن نیز بر این نکته تأکید شده است که انسان باید همواره مراقب احولات خویش (و به عبارتی بر برنامه آن روز زندگی خویش) باشد و کمی غفلت هم می­تواند نتایج بسیار خطرناکی به بار آورد.

 

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 17 بهمن 1389    | توسط: مخف    |    | نظرات()

مدیریت زمان (5)

 

 

مدیریت زمان (5)

تغییر تدریجی برنامه مدیریتی

برای موفقیت در مدیریت، نیاز به برنامه­ریزی وجود دارد. این مسئله مورد اتفاق همه باشد. از طرفی برنامه باید عمل شود، وگرنه نریختن و دور انداختن آن بهتر! این هم مورد اتفاق همه است. اما مسئله اینجاست که اکثر افراد برنامه­ریزی می­کنند، اما موفق به اجرای برنامه خود نمی­شوند. در این مجال امکان بررسی روش­های درست برنامه­ریزی برای افراد و شرایط مختلف وجود ندارد. اما یک نکته هست که رعایت آن می­تواند باعث به ثمر نشستن اکثر برنامه­های ریخته شده توسط افراد معمولی گردد، حتی بدون رجوع به کارشناس آن. «یک گام بردار، اما یک گام بردار.» توضیح آنکه اگر روشی که در ادامه می­آید مورد توجه قرار گیرد، بسیاری از مشکلات در برنامه­ریزی حل می­شود. 1) وضعیت کنونی برنامه زندگی خود را دربیاور. (بهترین راه این است که کارهایی که در یک هفته از صبح تا شب انجام می­گیرد را روی یک برگه کاغذ بنویسیم. ملاحظه خواهید کرد که یک برنامه نامنظم وجود دارد!) 2) یک گام که برای انجام وظایف نیاز است را انتخاب کنید و آن را به صورت یک بخش منظم در برنامه بگنجانید. (مثلا یک ربع قرائت قرآن در هر روز. همین گام کوچک را بگنجانید، اما حتماً به آن پایبند باشید) 3) هر هفته برنامه زندگی خود را بررسی کنید. اگر انجام کار مورد نظر، دیگر برایتان سخت نیست، گام بعدی را بردارید. (اگر چندین هفته گذشته و شما هنوز عادت نکرده­اید، حتماً مشکلی در کار هست. یا آن کار وظیفه شما نیست. یا به آن وظیفه اعتقاد ندارید. یا نیاز به مهارتی دارد که شما ندارید. یا وجود صفت خاصی را می­خواهد که شما در خود ایجاد نکرده­اید. یا... و یا... و یا... ... پیدایش کنید و مشکل را رفع نمایید)

نوسندگان بزرگ، شعرا، دانشمندان، و حتی عارفان بنام، ابتدا گام اول را برداشته­اند و سپس به راه افتاده­اند. به قولی می­توان گفت: «در راه حق، رفتن رسیدن است». راستی، رمضان ماه تغییر برنامه است. از همان ابتدا محکم شروع کنیم!

نوشته شده در تاریخ جمعه 15 بهمن 1389    | توسط: مخف    |    | نظرات()

مدیریت زمان (4) - سعه صدر بالا

اما نکته­ای که باید بعد از تقوا بدان اشاره کرد. سعه صدر که همان هضم مشکلات و ناخوشایندی­ها و واکنش نشان دادن براساس تدبیر و مداراست، یکی از صفات کلیدی برای مدیریت زمان یا یک مجموعه است. اهمیت این موضوع را با توجه به مجموعه خواست­های حضرت موسی (ع) از خدای متعال، بلافاصله پس از دریافت مأموریت دعوت مصریان و فرعون سوی دین حق درمی­یابیم. «رب اشرح لی صدری» اولین خواسته ایشان شرح صدر است. حضرت رسول اعظم (ص) نیز فرموده­اند که هیچ پیامبری چون من اذیت نشده است. اما تاریخ شواهد بسیاری از برخورد کریمانه ایشان سراغ دارد. و شهید مطهری (ره) همین برخوردهای کریمانه پیامبر (ص) را به همراه اعجاز قرآن دلیل اصلی نشر سریع اسلام در جزیرۀالعرب می­داند. نمونه­های بارز زیادی هم از سعه صدر امام (ره) مقام معظم رهبری در مدیریت پس از انقلاب  وجود دارد. ناقص اجرا شدن اکثر دستورهای حضرت امام (ره) توسط بسیاری از نزدیکان ایشان و نیز بی­توجهی بخش عمده­ای از نخبگان دانشگاهی و سیاسی به فرمایشات مقام معظم رهبری، هیچ­گاه آنها را از مسیر عقل و تدبیر و مدارای با مردم و مسئولین خارج نکرد. که اگر این سعه صدرهای عجیب و شگفت­آور نبود، کنون چیزی از انقلاب اسلامی نمی­دیدیم.

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 30 دی 1389    | توسط: مخف    |    | نظرات()

مدیریت زمان (3) - مدیریت درون

بعد از باور این نکته که «حتماً خداوند زمینه­های انجام همه وظایف مرا فراهم خواهد کرد» هیچ مبحثی مهم­تر از مدیریت درون نیست. فردی که می­خواهد انجام چندین کار را با هم مدیریت کند و یا مدیری که می­خواهد افراد دیگر را مدیریت نماید، ابتدا باید مهار قوای درونی را در اختیار بگیرد. باید بتواند امیال را تحت کنترل درآورد و نیروی خشم و شهوت را مهار کند.

امیرالمومنین (ع) در نامه 53 خود به مالک اشتر بعد از برشمردن سرفصل­های وظایف او، در ابتدای نامه «تقوا» را گوشزد می­کند؛ یعنی که یک مدیر ایتدا باید بتواند خود را مدیریت کند. « ...او را به ترس از خدا فرمان می­دهد، و اینکه اطاعت خدا را بر دیگر کارها مقدم دارد...» این مسئله کاملا کاربردی، جلوه تامی در شهید بزرگوار مصطفی چمران دارد. کسی که مدیریت­های بی­نظیر او از دوران دانشجویی تا آمریکا و سپس لبنان و کردستان و دست آخر جبهه جنوب، آن همه کارساز بود، چه ارتباط مستحکمی با خدا داشت. مرور حوادث زندگی او رشد حیرت­انگیز وی را در عرصه مدیریت به نمایش می­گذارد. خواندن کتاب «خدا بود و هیچ کس نبود» نیز، مراحل مختلف حرکت معنوی وی را نیز آشکارا به خواننده نشان می­دهد. به توصیه معصوم (ع) اعتماد کنیم که هر کس رابطه میان خود و خدا را اصلاح کند، خدا نیز رابطه میان او و خلق را اصلاح می­نماید...

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 26 دی 1389    | توسط: مخف    |    | نظرات()

مدیریت (2) - باور

وظیفه را که شناختیم، مهمترین بخش در مدیریت باور این مطلب می­شود که «اگر من چند وظیفه هم­زمان دارم، حتماً خداوند خود زمینه­های انجام آنها را فراهم خواهد کرد». اصولاً بحث مدیریت برای افرادی مطرح می شود که چندین وظیفه با ابعاد مختلف را در طول روز به عهده دارند.

یک مسلمان از آن جهت که رشد همه جانبه را در زندگی مدنظر دارد، وظایف گوناگونی را در طول روز بر عهده خویش می بیند. شاید در نگاه اول انجام این همه وظیفه چند بعدی، ممکن نباشد و خارج از طاقت حس شود. اما اعتماد ما به خدای متعال این اطمینان را به وجود می آورد که «حتماً امکان انجام همه این کارها وجود دارد، وگرنه بر عهده من گذاشته نمی شد». باور این مطلب که خدای گرداننده آسمان و زمین، حامی و پشتیبان من در انجام وظایف است، بزرگترین سرمایه کاری یک مسلمان به شمار می رود.

این مسئله نه یک ادعای انتزاعی است و نه یک نظریه تجربه نشده. انسان های زیادی وجود داشته و دارند که این­گونه زندگی کرده­اند. انجام چند کار همزمان را تحقق بخشیده­اند، کارهایی بزرگ و وقت­گیر. به عنوان نمونه تنها یک مورد از زمان معاصر را که اتفاقاً به بحث درس نیز ارتباط دارد، شاهدمثال می­آوریم؛ به نقل از صفحه 361 کتاب «بابانظر»: «...آقای مجید شاملو در رشته پزشکی قبول شده بود. او در بین همه رزمندگان رکورد شکست. چون در تمام دوران قبل از امتحانات در جبهه بود و فرصت درس خواندن نداشت. حجم کارش خیلی بالا بود اما نفر 34 یا 35 در رشته پزشکی شد...»

باور کنیم که می­شود، «خدا با متقین است»...

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 22 دی 1389    | توسط: مخف    |    | نظرات()

مدیریت (1) - تشخیص وظیفه

مهم ترین بخش در مدیریت زمان تشخیص وظیفه است. باید تشخیص داد که «خدای متعال چه برنامه ای برای زندگی من طراحی کرده است!» خداوند خالق ما و پروردگار ماست، پس هم برنامه دارد و هم سررشته تمام امور در دست اوست. چراکه ممکن است ما برنامه­ای برای زندگی خود در نظر بگیریم، در حالی که خداوند متعال واقعاً آن مجموعه وظایف را برای ما در نظر نگرفته باشد. (بگذریم که اصولاً انسان نمی­تواند برای زندگی خود برنامه­ریزی کند و تمام آنچه که مسامحتاً برنامه خوانده می­شود، درحقیقت زیربرنامه یا ریزبرنامه است). واقعیت متن زندگی این است که وظایف ما، نه آن قدر کم است که در 24 ساعت شبانه­روز، تنها یک وظیفه اصلی داشته باشیم و همه­چیز را معطوف آن کنیم (مثلاً درس خواندن)، و نه آن قدر زیاد که به جهت کمبود وقت، همه کارها را ناقص انجام دهیم و نتوانیم باری از امت اسلام برداریم. در شریعت عزیز اسلام، اصولی برای زندگی کردن وجود دارد و در نتیجه وظایفی از آنها منتج می­شود. پس اول شناخت اصول، سپس کشف وظایف. این زاویه نگاه آثار مثبت و برکات زیادی به همراه دارد که یکی از مهمترینشان، زدودن تردید و واماندگی از زندگی است. پس «تصمیم در زندگی از روی علم نه جهل، علمی ریشه دوانده در زمین اسلام، شریعت آخرین»!

نوشته شده در تاریخ شنبه 18 دی 1389    | توسط: مخف    |    | نظرات()
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات